115موجب تقرب است؛ چون دو سبب خفى و جلى كه به اراده خداوند گره خوردهاند، در مناسك حج وجود دارند و اين موضوع همان صراط مستقيمى است كه برپايه فطرت پاك انسانها نهاده شده است؛ چنانكه در قرآن نيز به اين مسئله اشاره شده است: فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا . 1
ابنتيميه در تأويل آيه مورد بحث به ويژه عبارت مٰا نَعْبُدُهُمْ چه از نظر نقلى و چه از نگاه عقلى دچار اشتباه شده است؛ بهگونهاى كه لازمه سخن و ديدگاه وى، انكار همه سببهاى جلى براى تقرب به درگاه الهى است و بايد بگوييم ابنتيميه خداوند را تكذيب و انكار مىكند؛ با اينكه تصور نمىكنيم او چنين ديدگاهى داشته است. بلكه چه بسا وى دچار اشتباه يا دسيسه شده باشد كه بيان آن در اينجا مورد نظر نيست؛ زيرا در كتاب «تصحيحالمفاهيم العقديه» آنها را توضيح دادهام. انسانى خردمند است كه حقيقت را دريابد و موفق كسى است كه بهدنبال درك و كشف آن باشد. سپاس پروردگار دو جهان را كه به توفيق او به كشف اين حقيقت راه يافتهام.
گفتار دوم: نمونههاى توسل از قرآن
كسى كه در قرآن كريم دقت مىكند، مىبيند كه آيات بسيارى از قرآن كريم به توسل تصريح يا اشاره كرده است. در اين مبحث، مىخواهيم شمارى از آيات كتاب الهى را كه به صراحت بر جواز توسل دلالت دارند،
به همراه سخنان مفسران در اين زمينه يادآور شويم: