99مىشوند و بدون توجه به تفاوتهاى فردى، اجتماعى، مليتى و فرهنگى، اعمال مشتركى را انجام مىدهند. اعمالى كه از يك تمدن ريشهدار، الهى و معنادار سرچشمه گرفته است و براى تمام حجگزاران ضرورت يكسانى دارد. در چنين مراسمى است كه اين اعمال به همراه آگاهى از اسرار و رموز آن، افراد را به هويتى تمدنى و ريشههاى شكلگيرى مناسك حج رهنمون مىكند. رفتارهايى كه به فرد يا مليتى اختصاص ندارد. در چنين فضايى، افراد به تكيهگاهى معرفتى دست مىيابند تا خود را در برابر ديگر تمدنها محافظت كنند.
«برناردلويس» معتقد است كه در جهان اسلام در موارد اضطرار، مسلمانان بارها اين تمايل را نشان دادهاند كه در قالب يك وحدت دينى، هويت بنيادين و ايمانى خود را بازيابند؛ يعنى هويتى كه نه با معيارهاى قومى يا سرزمينى، بلكه به وسيله دين اسلام تعريف شده است. 1
حج مهمترين مناسك دينى اسلام است كه مىتواند مسلمانان را ساليانه در يك اجتماع عظيم مذهبى گردهم آورد و همگان را با دستور و نظام هماهنگ به اجراى مراحل مختلف مناسك، هدايت نمايد و ارتباط معنوى با خدا و مردم را در عالىترين و زيباترين صورت نشان دهد. مناسك حج، مناسك خويشاوندى همچون صله رحم، ازدواج، عيادت بيماران نيست. مناسك حج، مناسك محلى همچون نماز جماعت نيست. مناسك حج، مناسك ملى نيست كه در پهنه يك كشور و مليت خاص به اجرا گذاشته مىشود. بلكه مناسك حج، يك مناسك معنوى جهانى است. تمامى ملتها و فرقههاى موجود جهان، فقط توانستهاند مناسك ملى و نژادى داشته باشند و نهايتاً در قرن اخير كه به پديده جهانىشدن مىانديشند، جز در چارچوب روابط مادى و سياسى، تصورى از جهانىشدن را درك نمىكنند. اما مناسك حج، يك مناسك معنوى جهانى است كه هويت تمدنى مىبخشد.