55ديگرى ارتباط غيرشفاهى كه از طرف بندگان، با اعمال و رفتار و از طرف خدا، با «نشانههاى طبيعى» صورت مىگيرد. به اين ترتيب، رابطه بين خدا و انسان، دو طرفه و فراتر از الفاظ است.
پيام در ارتباط شفاهى، شفاف و مستقيم است. ولى در ارتباط غيرشفاهى، اراده الهى بهصورت جمعى و كلى نمايان مىشود. در نتيجه نشانههاى غيرشفاهى براى همه بشر، بدون تفاوت فرستاده مىشود. از اين گذشته، فرستادن اين آيات بهصورت مستقيم است و واسطهاى براى رساندن آنها ضرورت ندارد؛ در صورتى كه آيات شفاهى بهصورت مستقيم به پيامبر و از طريق ايشان به مردم مىرسد. در واقع انسان در جهانى از آيات و نمادهاى الهى زندگى مىكند و هركس قابليت فكرى و روحى براى تفسير و تعبير اين نمادها را داشته باشد، به آنها دسترسى دارد.
با اينكه آيات بهصورت مساوى در معرض ديد و فهم همگان قرار دارد، آثار مثبت آيات، زمانى خود را نشان مىدهد كه انسان از قوه درك خود بهره ببرد. از اينرو اگر همه افراد، همانند كفار بودند كه «كر و گنگ و كورند و نمىفهمند 1»، ديگر از آيات، كارى برنمىآمد. مىتوان فرايند ارتباط انسان و خدا را بهصورت خلاصه چنين ترسيم كرد: خداوند آيات (شفاهى و غيرشفاهى) را بر انسان فرو مىفرستد تا آدمى پس از درك معانى، به تصديق يا تكذيب آنها بپردازد كه نتيجه نهايى آن نيز ايمان يا كفر خواهد بود. 2
گفتنى است در حج، انواع ارتباط انسان با خدا، بروز بيشترى مىيابد: از طرفى زائران با قرائت قرآن در مكه كه مهبط وحى است ارتباط شفاهى خدا با انسان را مرور مىكنند و از طرفى با مناجات عاشقانه، ارتباط شفاهى انسان با خدا را با تمام وجود