45توجهى به دو فرايند ارتباط و متقاعدسازى وابسته است. از اينرو، تبليغ كوششى براى برقرارى ارتباط متقاعدگرانه تعريف مىشود.
تبليغ، نوعى ارتباط هدفدارى تعريف مىشود كه بسته به موضوع اطلاعات پيام، هدفهاى مختلف فردى و اجتماعى را مدنظر دارد. بدين معنا، تبليغ نه بر پايه هدفهاى اجتماعى، بلكه براساس فرايندى ارتباطى تعريف مىشود كه هدفش تغيير دادن نگرش مردم از رفتارهاى مختلف اجتماعى است. تبليغ نه در قالب رسانهاى خود محبوس است و نه اسير موضوعى است كه مطرح مىكند؛ بلكه فرايندى است كه هدف آن نفوذ در مردم و تأثيرگذارى بر آنان است. 1
تبليغ را بايد فارغ از حوزه موضوعى تعريف كرد. مبلّغان دينى، سياسى و بازرگانى، بيش از همه، از ارتباطات متقاعدگرانه بهره مىگيرند.
بهطور كلى مىتوان دو اصطلاح ارتباط متقاعدگرانه و تبليغ را به يك معنا بهكار برد؛ زيرا آنچه تبليغ را از ديگر فعاليتهاى مشابه متمايز مىكند، همين كوششهاى متقاعدگرانه است. 2 فعاليتهاى اجتماعى ديگر مانند اطلاعرسانى، خبرگزارى، آموزش، خبرپراكنى و مشاوره نيز كموبيش بر دو مقوله ارتباط و متقاعدسازى تكيه مىزنند. اما كوششهاى متقاعدگرانه در تبليغ، نمود بيشترى دارد.
بر اين اساس كه تبليغ نوعى ارتباط متقاعدگرانه است، دو حوزه ارتباطات و روانشناسى اجتماعى، مهمترين مبانى نظرى تبليغ را فراهم مىكنند. مبانى نظرى، مدلها و راهبردهاى تبليغ، صرفنظر از حوزههاى موضوعى دين، سياست، بازرگانى و غيره، همه وابسته به يافتههاى اين دو حوزه علمى است. 3