201هيچ بندهاى با چيزى محبوبتر از واجبات به من نزديك نمىشود. بنده همواره با كارهاى مستحب به من نزديك مىشود تا آنجا كه دوستش مىدارم و چون محبوب من شد، گوش او مىشوم كه با آن مىشنود و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند و زبان او مىشوم كه با آن سخن مىگويد و دست او مىشوم كه با آن اعمال قدرت مىكند. 1
بنابراين بايد گفت راه قرب به خدا، عبادت و بندگى اوست. همه موجودات عالم، مخلوق خداى متعال 2 و نيازمند به اويند 3 و هيچگونه استقلالى از خود ندارند. همه موجودات در آسمانها و زمين، بندهوار به پيشگاه او خواهند آمد 4 و افعالى كه از آنها سر مىزند، نشانه فقرشان است. پس هر موجودى به صورت تكوينى، بندگى خدا مىكند. 5 انسان نيز از اين قاعده كلى، مستثنا نيست. ولى معمولاً از بندگى تكوينى خويش آگاه نيست و خود و اشياى ديگر را مستقل در وجود مىپندارد. پس مسير اصلى تكاملى و صراط مستقيم انسان و راه صحيح قرب به خدا، عبادت و بندگى او و