182همانند حشر مردگان است.
در اينجا، لباس و عنوان و نشانههاى ظاهرى، همه از ميان برداشته مىشود؛ چراكه ارزش اشخاص به معنويت و صفاى قلب است؛ چنانكه خداوند مىفرمايد: (إِلاّٰ مَنْ أَتَى اللّٰهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) (شعراء: 89). آنگاه زائران در بيابان دور از آبادى همچون فضاى محشر، به نام سرزمين عرفات، جمع مىآيند و منتظر نزول رحمت ويژه پروردگار مىشوند. 1
حاجى در صحراى عرفات، انبوه خلق را مىبيند كه همه يكرنگ و يكلباس به راز و نياز با خدا مشغولاند؛ درحالىكه هركدام زبان، رنگ و نژادى خاص دارند. در سرزمين عرفات، مردمان متفاوتى از سراسر جهان جمع مىشوند. در واقع صحنه عرفات انسان را به ياد قيامت مىاندازد؛ چراكه همگان در عرفات همچون قيامت، اجتماع مىكنند؛ چنانكه خداوند مىفرمايد: (لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلىٰ يَوْمِ الْقِيٰامَةِ) ؛ «به يقين همه شما را در روز قيامت گرد مىآورد». (انعام: 12) همچنين افراد در عرفات همانند قيامت، تنها مىباشند؛ چنانكه خداوند مىفرمايد: (وَ كُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ فَرْداً) ؛ «و همگى روز رستاخيز، تنها نزد او حاضر مىشوند». (مريم: 95) همچنين گويى تمامى افراد در عرفات همانند قيامت به يكباره مبعوث مىشوند؛ چنانكه خداوند مىفرمايد: (إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ تُبْعَثُونَ) ؛ «سپس در روز قيامت برانگيخته مىشويد». (مؤمنون: 16)
افزون بر عرفات، در مشعر و منا هم جمعيت انبوه حاجيان را مىبينيم كه با لباسهاى سفيد و يكدست، مناسكى يكسان را انجام مىدهند كه همگى يادآور محشور شدن انسان در روز قيامت مىباشد. گويى احرام، كفنپوش شدن انسان است كه قبر و قيامت را براى او يادآورى مىكند. «صاحب جواهر» اين مطلب را به زيبايى تصوير نموده و گفته است:
پوشيدن لباس سفيد احرام و وقوف در مشاعر، يادآور مواقف محشر و ترسهاى قيامت