74كند و مانع ورود به شهر شود. ما همراه شماييم. از ناحيه منصور دوانيقى نيز خاطرى آسوده داريم كه به ما آزارى نمىرساند. آيا اجازه مىدهيد
رفتار
سختى با نگهبان كنيم و گردنش را بزنيم و جنازهاش را در رود بيندازيم؟!
امام (عليه السلام ) فرمود: «خويشتندارى كن و از مرز ادب خارج نشو». «مصادف» در تقاضاى خود اصرار، و «مُرازم» نيز با او همراهى مىكرد. بخش عظيمى از شب كه گذشت، نگهبان اجازه ورود به آنان داد. امام (عليه السلام ) به مرازم و مصادف فرمود: «
هذا خَيرٌ أم الذَّي قلتُما »؛ «مدارا كردن همراه با ادب بهتر است، يا آنچه شما گفتيد؟» مُرازم گفت: «اين روش بهتر است». امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
انّ الرَّجُلَ يَخرُجُ مِنَ الذُّلِ الصَّغيرِ فَيُدخِلُهُ ذلِكَ في الذُّلِ الكبيرِ. 1
انسان گاهى از ذلت كوچك (رعايت ادب) خارج مىشود، ولى همين كار او را در ذلت بزرگ وارد مىسازد.
يعنى هرچند گاهى رعايت ادب و سكوت كردن و جواب بىادبى ديگران را ندادن، موجب ذلت ظاهرى است، ولى آن را بايد پذيرفت؛ زيرا ترك آن موجب ذلت بزرگتر خواهد شد.
ادب امام كاظم (عليه السلام )
در مدينه، شخصى بود كه با امام صادق (عليه السلام ) دشمنى داشت و همواره، با كمال گستاخى، از آن حضرت و خاندان رسالت بدگويى مىكرد. چند نفر از ياران امام كاظم (عليه السلام ) به آن حضرت عرض كردند: «به ما اجازه بده تا او را بكشيم». امام (عليه السلام ) آنان را به شدت از اين كار برحذر داشت و فرمود: «او كجاست؟» گفتند: «در فلان مزرعه مشغول كشاورزى است». امام (عليه السلام ) بر مركب خود سوار شد و به سراغش رفت. وقتى به مزرعهاش رسيد، او با ناراحتى فرياد زد: «كِشتوكار ما را پايمال نكن».