258اكنون نمونههايى از مزاحهاى پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) و امامان معصوم (عليهم السلام ) را براى شما بيان مىكنيم:
1. زنى به نام «امّايمن» خدمت رسولخدا (صلى الله عليه و آله ) رسيد و از همسرش شكايت كرد. حضرت (صلى الله عليه و آله ) فرمود: «شوهرت همان است كه در چشمش سفيدى دارد؟» زن [كه متوجه منظور حضرت نشده بود] عرض كرد: «نه به خدا سوگند! در چشم او سفيدى نيست». حضرت فرمود: «چرا [من مىدانم] در چشمش سفيدى است». زن دوباره عرض كرد: «نه به خدا سوگند!» آنگاه حضرت با تبسم فرمود: «عنبيه چشم همه مردم سفيد است». 1
2. پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) به پيرزنى از قبيله «اَشجَع» فرمود: «پيرزنان وارد بهشت نمىشوند». «بلال حبشى» كه سياهچهره بود، آن پيرزن را ناراحت ديد و ماجرا را به رسولخدا (صلى الله عليه و آله ) بازگفت. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: «سياه هم به بهشت نمىرود». بلال و پيرزن، هردو اندوهگين شده بودند. ناگهان عباس عموى پيامبر كه پيرمرد بود، آن دو را ديد و حال آنان را براى پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) باز گفت. رسولخدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: «پيرمرد هم به بهشت نمىرود». همگى غمگين شده بودند. پيامبر آنها را فراخواند، ناراحتىشان را برطرف كرد و فرمود: «خداوند، پيرزنان، پيرمردان و سياهان را به نيكوترين شكل بر مىانگيزاند و آنان جوان و نورانىشده به بهشت مىروند». 2
3. روزى پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله ) و اميرمؤمنان (عليه السلام ) كنار هم نشسته بودند و خرما مىخوردند. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) هرچه خرما مىخورد، هستههايش را جلوى اميرمؤمنان مىگذاشت و در پايان فرمود: «هركس هسته خرمايش بيشتر باشد، بيشتر خورده است!» حضرت على (عليه السلام ) در پاسخ گفت: «هركه خرما را با هستهاش خورده باشد، بيشتر خورده است». 3