242كسانى هستند كه گناه را مىبينند و به آن منتقد و بازدارنده نيستند. امام على (عليه السلام ) فرمود:
مَن تَرَك انكارَ المُنكَرِ بِقَلبِهِ وَ لِسانِهِ وَ يَدِه فهو مَيّتٌ بين الاَحياءَ. 1
كسى كه گناه را قبيح نداند و به آن، نه در دل، نه به زبان و نه به عمل، تنفر و انزجار نداشته باشد، ميان مردم فردى مرده و فاقد حيات انسانى است.
2. انتقاد اخلاقى
برخى از رفتارها از نظر قوانين اسلامى گناه نيست؛ ولى از جهت اخلاقى نكوهش شده و ناپسند است؛ مانند رفتار خودخواهانه با مردم، تحقير كردن، از خود راضى بودن، رعايت نكردن اخلاق و آداب اجتماعى و... كه انتقاد كردن در اين موارد نيز، وظيفهاى اخلاقى است. مسلمانان بايد با خيرخواهى، ضعفهاى برادران خود را تذكر دهند و نقايص يكديگر را با يارى هم برطرف كنند. اين نوع انتقاد در روايات معصومين (عليهم السلام ) ، حق برادر مؤمن نسبت به ساير برادران دينىاش معرفى شده است. امام هفتم حضرت موسى بنجعفر (عليه السلام ) مىفرمايد:
أَنّ مِن اوجَبِ حَقِّ اخيكَ انْ لا تَكتُمَهُ شَيئاً يَنْفَعُهُ لامِنْ دُنياه وَ لامِنْ آخِرَتِهِ. 2
از واجبترين حق برادرت اين است كه او را به خير و صلاحش راهنمايى كنى و هيچ چيزى را كه براى امر دنيا و امر آخرتش مفيد و نافع است، از وى پنهان نكنى.
از امورى كه براى دنيا و آخرت مفيد و سودبخش است، اصلاح اخلاق و ترك اعمال ناپسند است كه انتقاد خيرخواهانه و بهجا، يكى از راههاى رسيدن به اين هدف است.
امام صادق (عليه السلام ) ، انتقاد نكردن در اين مسير را خيانت به برادر دينىمىداند: