178و كنار خودشان نشاندند. همشهرى ما تازه فهيمد كه زرنگى نكرده، بلكه باخته است. 1
او حاضر نشده بود از مقدارى جا، براى نماز هموطن و برادر دينىاش بگذرد.
3. توجه به عوارض كينهتوزى و انتقامجويى
كسى كه قدرت بهدست مىآورد و بر دشمن خود پيروز مىشود، اگر تصميم به انتقام بگيرد و براى خشنودى دل خود به كارهاى تلافىجويانه دست بزند، از ابعاد گوناگونى برخلاف عقل و مصلحت عمل كرده است كه عبارتاند از:
الف) انتقامجويى از صفات حيوانى است و عفو و گذشت از سجاياى انسانى. كسى كه مغلوب غريزۀ خشم خود مىشود و براى ارضاى آن، دست به انتقام مىزند، فضيلت را كنار زده است. چنين شخصى از مقام انسانى چشمپوشيده و به خلق و خوى حيوانى گرايش پيدا كرده است. امام على (عليه السلام ) مىفرمايد: «
مَن غَلَبَ عَلَيهِ غَضَبُه وَشَهوتُهُ فَهُوَ في حَيّزِ البَهائِمِ » 2؛ «آنكس كه غضب و شهوتش بر وى غالب باشد، در موضع چهارپايان است».
ب) اگر مقصود از انتقام، لذتيابى و آرامش خاطر است، فرو نشاندن غيظ و بخشودن دشمن نيز موجب خشنودى و مسرّت است؛ با اين تفاوت كه لذت انتقام، غريزى و حيوانى است و مسّرت عفو و بخشايش، معنوى و روحانى. براى انسانهاى بافضيلت، سرور معنوى به مراتب مطلوبتر از لذتهاى مادى است. امام سجاد (عليه السلام ) مىفرمايد:
وَما تَجرَّعْتُ جُرْعَةً احَبَّ الىَّ مِنْ جُرعَةِ غَيظٍ لا اكافي بِها صاحِبَها. 3
در زندگى هيچ جرعهاى را ننوشيدهام كه محبوبتر و مطبوعتر از غيظ بىانتقام باشد؛ غيظى كه بدون عمل تلافىجويانه فرونشانم و برانگيزاننده خشمم را مكافات نكنم.