170قرار مىگيرد. پس چرا پاداش دنيا و آخرت را رها كنيم و براى ارضاى حس انتقامجويى، به كسانى پرخاشگرى كنيم كه كمترين خطا را در حق ما انجام دادهاند.
در اين باره مناسب است به جريانى اشاره كنيم:
خودش را آدم خوشاخلاق و باگذشتى مىدانست. از بس همگان از «گذشت» او گفته بودند، خودش هم باورش شده بود! آن روز در كاروان، سر ميز غذا، ناگهان همۀ افكارش درهم ريخت و خود را طور ديگرى يافت. يكى از خدمههاى كاروان كه نوشابه توزيع مىكرد، فراموش كرد جلوى او نوشابه بگذارد. كمى صبر كرد كه شايد بياورد، ولى همه مشغول خوردن غذا شدند و صداى بازكردن در قوطىهاى نوشابه، يكى پس از ديگرى، حرص او را درآورد. بالاخره خدمه را صدا كرد و گفت: «پس نوشابه من كو؟» خدمه گفت: «چشم حاجى، همين الآن، روى چشم». سپس رفت نوشابه بياورد، ولى چند ظرف غذا به دستش دادند تا به اتاقى ديگر ببرد. سرگرم آن شد و از آوردن نوشابه غافل گشت.
حاجى گفت: «پس چى شد؟ كجا موندى؟ اين غذا كه خشكخشك از گلو پايين نميره. آى... آقا...؟ اين چه طرز پذيرايى كردنه؟...».
پرخاش و عصبانيت حاجى، بهسبب نوشابهاى، ديدگاه همسفران را دربارۀ او عوض كرد. فهميدند كه حاجى، آنقدرها هم كه فكر مىكردند، انسان با گذشتى نيست. 1
3. رفع كينهها
كينهتوزى، يكى از عوامل برهم زنندۀ صفا و صميميت در جامعه است. اين رذيلۀ اخلاقى، پيش از آنكه به ديگران ضربه بزند، روح و روان شخص كينهجو را بيمار مىكند. كينهورزى، فرصتهاى گرانبها را از انسان مىگيرد. ممكن است بعضىها با هم