102معرفتى كه در ضمير انسان نهفته و با سرشت وى آميخته است. آنان از مردم مىخواستند كه خدا را با تمام صفات كمالش بشناسند و به مسئوليت خويش در برابر پروردگار آشنا شوند. پروردگار را بپرستند و غير او را شايسته پرستش ندانند و اوامر الهى را در تمام مراحل زندگى بىقيد و شرط بهكار بندند. چنين ايمانى، موجب تعالى و تكامل انسان مىشود و به او ايمنى و نشاط مىبخشد.
خداوند در قرآن مىفرمايد:
( اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ ) (انعام:82)
[آرى] آنها كه ايمان آوردند و ايمان خود را با هيچ ستم [و شرك] نيالودند، ايمنى فقط براى آنهاست و آنان هدايت يافتگانند.
كسانى كه خود را به مراتب برتر ايمان مىرسانند، هم از ايمنى و آرامش بيشترى برخوردارند و هم در انجام دادن دستورات الهى، نشاط و شادابى لازم را دارند. انسانها براساس مراتب ايمان، از نشاط و جدّيت متفاوتى برخوردارند. ايمان امام على (عليه السلام ) ، چنان نشاطى براى او ايجاد مىكرد كه در شبانهروز حدود هزار ركعت نماز مىخواند. ايمان اويس قرنى، در او چنان جوششى ايجاد مىكرد كه تمام شب را به عبادت مىايستاد و احساس خستگى نمىكرد. ايمان ياران امام حسين (عليه السلام ) چنان شورى در آنان برپا كرده بود كه در جهاد از هم سبقت مىگرفتند.
پس اى عزيز! اگر مىخواهى در سرزمين وحى با نشاط باشى و از حضور در اين سرزمين مقدس بهره لازم را ببرى در زواياى ايمان خود انديشه كن: آيا ايمانت را با شرك نيالودهاى؟ اگر بخواهى در اطاعت كردن از بارى تعالى موحد باشى و خويشتن را در بندگى خدا توانا كنى، بايد به دو نكته توجه كنى:
الف) تعاليم اسلام را به درستى فراگيرى و به خوبى، شرك و توحيد در اطاعت را بشناسى تا بتوانى هر كدام از دستورهاى الهى را در جاى خود انجام دهى و از