92(شعراء: 214) بر پيامبر(ص) نازل شد به من فرمود:
اى على خداوند به من فرمان داد كه خويشان نزديك خود را هشدار دِه! اين مطلب بر من سخت بود و مىدانستم هر زمان آنان را به سوى اسلام دعوت كنم، واكنشى از آنان خواهم ديد كه آن را خوش ندارم. بنابراين، سكوت كردم تا اينكه جبرئيل دوباره آمد و گفت: «اى محمد اگر از خداوند فرمان نپذيرى، تو را عذاب مىكند». على(ع) گفت پيامبر(ص) به من فرمود: «يك مَن غذا فراهم كن و ران گوسفندى بر آن بگذار و ظرف شيرى هم تهيه كن؛ سپس فرزندان عبدالمطلب را نزد من فرا بخوان تا با آنان گفتوگو كنم و مأموريتم را با آنان در ميان گذارم و به آنان ابلاغ كنم». دستور پيامبر(ص) را اجرا و ميهمانها را دعوت
كردم. آنان كمابيش چهل مرد بودند؛ عموهاى پيامبر ابوطالب، حمزه، عباس و