76
دو- فخر رازى و شمار ديگرى از اهلسنت گفتهاند كه على(ع) در نماز چنان به خداوند توجه مىكرد و در مناجات با پروردگارش غرق مىشد كه بنابر آن روايت معروف، تير از پايش بيرون آوردند و او ملتفت نشد. پس چگونه ممكن است صداى سائلى را در نماز شنيده و به او توجه كرده باشد؟!
پاسخ: آنان از اين نكته غافلند كه شنيدن صداى سائل و كمك كردن به او، توجه به خويشتن نيست، بلكه توجه به خداست؛ يعنى على(ع) در نماز از خود بيگانه بود، نه از خدا، و بيگانگى از خلق خدا، بيگانگى از خدا نيست. پس پرداختن زكات در نماز، خود عبادتى در دل عبادت ديگر است، نه عملى مباح در عبادت. آنچه با روح عبادت سازگار نيست، توجه به مسائلِ زندگى مادى و شخصى است، اما توجه به رضاى خداوند در نماز، با روح عبادت سازگار است و آن را تأكيد مىكند. معناى غرق شدن در توجه به خدا اين نيست كه انسان بىاختيار حس معنوى خود را از دست بدهد، بلكه چنين غريقى با اراده خويش توجه خود را از غير خدا به خدا معطوف مىكند.
فخر رازى اشاره على(ع) را به سائل براى اينكه بيايد و خودش انگشتر را از انگشت حضرت بيرون بياورد، مصداق «فعل كثير» شمرده است كه با نماز منافات دارد؛ كارهايى در نماز جايز است كه از چنين اشارهاى بيشترند و به نماز نيز آسيب نمىرسانند. براى نمونه، كشتن حشراتى مانند مار و عقرب يا برداشتن و گذاشتن كودك و حتى شير دادن به بچه شيرخوار را فعل كثير ندانستهاند. اگر دانشمندى به تعصب دچار شود، چنين خطاهايى نيز از او سر مىزند.
سه- كلمه «ولى» به معناى دوست و يارىكننده و... است، نه به معناى متصرف و سرپرست و صاحب اختيار.
پاسخ: كلمه «ولى» در اينجا در معناى دوست و يارىكننده به كار نرفته است؛ زيرا اين صفت را درباره همه مؤمنان به كار مىبرند نه مؤمنان خاصى كه آيه از آنان ياد كرده
است؛ كسانى كه نماز را برپا مىدارند و در ركوع زكات مىدهند؛ يعنى دوستى و يارى كردن، حكمى عام است، اما آيه به بيان حكمى خاص مىپردازد و از همين روى، پس