73ويژگىهاى برخى از روايات، اساس و گوهر همه آنها يكسان است.
روايات فراوانى در بسيارى از منابع اهل تسنن، درباره نزول اين آيه در شأن على(ع) نقل شده است كه شمارى از آنها به بخشيدن انگشتر در ركوع اشاره نكرده و تنها از نزول آيه درباره آن حضرت ياد كردهاند.
اين روايت را ابنعباس و عمار ياسر و عبداللهبن سلام و سلمةبن كهيل و انسبن مالك و عتبةبن حكيم و عبدالله ابى و عبداللهبن غالب و جابربن عبدالله انصارى و ابوذر غفارى نقل كردهاند. از خود على(ع) نيز در كتب اهل تسنن چنين روايتى آمده است؛ چنانكه «غاية المرام» 24 حديث در اينباره از طُرق اهل تسنن و 19 حديث از طرق شيعه نقل كرده است.
بيش از سى كتاب از كتابهاى معروف اهلسنت اين حديث را آوردهاند كه نام و نشان شمارى از آنها چنين است:
- ذخائر العقبى، محب الدين طبرى، ص88؛
- تفسير فتح القدير، علامه قاضى شوكانى، ج2، ص53 و جامع الاصول، ج8، ص664؛
- سيوطى، لباب النقول، ص86؛
- طبرى، تفسير، ج6، صص 389 و390؛
- رازى، مفاتيح الغيب، ج12، ص23؛
- درّ المنثور، ج2، ص293؛
- كنز العمال، ج13، ص108 و 165.
ب) تفسير
اين آيه با كلمه «إنّما» آغاز شده است كه در لغت عرب بر انحصار دلالت مىكند؛ يعنى سرپرست و متصرف در امور شما سه كس است: خدا و پيامبر(ص) و كسانى كه ايمان آوردهاند، و نماز را برپا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند: إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ وَ هُمْ رٰاكِعُونَ .
بىگمان، ركوع در اين آيه به معناى ركوع نماز است، نه به معناى خضوع؛ زيرا واژه ركوع در عرف شرع و اصطلاح قرآن، در معناى معروف آن (ركوع نماز) به كار مىرود
و افزون بر شأن نزول آيه، جمله يُقِيمُونَ الصَّلاٰةَ نيز بر اين معنا گواهى مىدهد و اين