68افراد بىايمان، چنين قرار مىدهد.
آنگاه كه قلب انسان به اعتقاد باطل يا عمل زشتى وابسته شود، اين هيئت پليدى در او پيدا خواهد شد و بردن جنس رجس همان زائل كردن حالت و «هيئت خبيثه» از نفس و نتيجهاش همان عصمت نفس است كه انسان بر اثر آن از اعتقاد باطل و عمل زشت مصون و محفوظ مىماند و مقصود از تطهير مؤكد در آيه يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً از ميان بردن اثر رجس است؛ يعنى پس از نابود كردن اصل رجس، ضدش را جايگزين رجس مىكند (به جاى اعتقاد باطل، اعتقاد حق در آنان پديد مىآورد). پس مطهر شدن اهل بيت به معناى توانا شدن آنان در ادراك حق و برخوردارىشان از اعتقاد و عمل است. 1
ج) مقصود از «اراده» در آيه تطهير
اراده نيز دو گونه دارد:
يك - تشريعى؛ يعنى ابلاغ اوامر و نواهى خداوند به عبد؛ چنانكه خداوند بندهاى را به كارى فرمان مىدهد يا از كارى باز مىدارد. اما او به اين امر و نهى گردن نمىسپارد يا فرمان مىپذيرد؛
دو- تكوينى؛ يعنى خداوند به اندازهاى بر شناخت بندهاش مىافزايد كه او باطن گناه و پليدى و زشتى و تعفن آن را درك مىكند و برپايه اين شناخت ژرف، نه تنها گناه نمىكند كه اراده گناه هم نمىكند؛ براى نمونه، انسان عاقلى كه قبح برهنه شدن را در كوچه و خيابان مىفهمد، حتى براى چنين كارى ارادهاى نيز ندارد.
مقصود از اراده در آيه تطهير، گونۀ تكوينى آن است نه تشريعى؛ زيرا كلمۀ ( إِنَّمٰا ) و به دنبالش عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ ) بر حصر دلالت مىكند و اگر مقصود، اراده تشريعى بوده باشد، تطهير ويژۀ اهل بيت نخواهد بود؛ زيرا اراده تشريعى خداوند در اينباره به معناى تطهير همه مكلفان خواهد بود. اما به قرينه آن حصر، اين تطهير موهبتى الهى ويژۀ اهلبيت عليهم السلام بوده است.
البته اراده تكوينى الهى تخلفپذير نيست و چنانچه مقصود از اراده در آيه كريمه