64كه براى گروههاى اول و چهارم ذريهاش چنين درخواست كرده باشد. بنابراين، درخواست او براى گروههاى دوم و سوم از ذريهاش محتمَل است، اما خداوند در پاسخ او مىفرمايد: لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ . پس گروه سوم (كسانى كه در آغاز عمر ظالم و در پايان عمر عادل بودهاند) نيز موضوع اين درخواست نيستند، بلكه تنها گروه دوم به اين عهد دست خواهند يافت؛ يعنى كسانى كه به هيچ ظلمى (شرك يا ديگر گناهان) آلوده نشدهاند. پاكيزگى از هر ستم در سراسر عمر، همان عصمت است و اين آيه كريمه، امامت را به عصمت، مشروط مىكند. 1
سؤال: برخى مفسران، امامت را در اين آيه به نبوت تفسير كردهاند و بنابراين، اعتبار عصمت در هر امامى (مطلق امام) از اين آيه استفاده نمىشود، بلكه آيه حداكثر بر عصمت نبى دلالت مىكند؛ يعنى اى ابراهيم ما تو را پيامبرى قرار داديم كه مردم از تو پيروى مىكنند.
پاسخ: اسم فاعل (جاعل) كه در كلام الهى آمده است، از ديد نحوى در «اماماً»، عمل و آن را منصوب كرده است. اگر اسم فاعل به معناى ماضى باشد، در معمولى عمل نخواهد كرد و اگر مقصود از جعل امامت همان جعل نبوت باشد، نبوت در گذشته (ماضى) به آن حضرت اعطا شده بود؛ پس بايد اسم فاعل در معناى ماضى به كار رفته باشد، اما اين معنا صحيح نيست؛ زيرا اسم فاعل تنها هنگامى عمل مىكند كه در معناى حال يا آينده (استقبال) به كار رفته باشد.
افزون بر اين، گفتوگوى ابراهيم با خدا درباره امامت از طريق وحى، بر نبى بودن آن حضرت دلالت مىكند؛ يعنى آن حضرت پيش از اين پيامبر بوده و از راه وحى درباره اين «عهد» (امامت) با او سخن گفته است.
3. عصمت اهل بيت عليهم السلام
آيه كريمه سوره بقره، بر اعتبار عصمت در امام دلالت مىكند، اما شيعه مدعى امامت و خلافت على(ع) پس از پيامبر(ص) است. چه برهانى بر عصمت على(ع) وجود دارد؟