55صحت اين حديث، نمىتوان گفت عبدالرحمنبن عوف براى خلافت پس از پيامبر(ص) شايسته بود؛ چنانكه كسى درباره خلافت او پس از پيامبر به اين حديث، استناد نكرده است. بنابراين، حديث مأموريت ابوبكر به اقامه نماز با فرض صحتش، دليلى بر خلافت او پس از پيامبر(ص) نيست؛ حتى اگر پيامبر(ص) نيز پشت سر او نماز خوانده باشد.
دو- برپايه حديث ياد شده، پيامبر(ص) به رغم بيمارى شديد خود به مسجد رفت، اما بر دو نفر تكيه كرد و پاهايش به زمين كشيده مىشد. چند حديث از عايشه، به اين ماجرا اشاره مىكند:
- « فخرج بين رجلين احدهما العباس »؛
- « وخرج النبي يهادي بين رجلين كاني أنظراليه يخط برجليه الأرض »؛
- « فلما دخل في الصلاة وجد رسول الله(ص) في نفسه خفة فقام يهادي بين رجلين ورجلاه تخطّان في الأرض حتى دخل المسجد »؛
- « فوجد رسول الله(ص) من نفسه خفة فخرج وأذا أبوبكر يؤم الناس »؛
- « فخرج ابوبكر فصلى بالناس فوجد رسول الله من نفسه خفة فخرج يهادي بين رجلين ورجلاه تخطان في الأرض ».
بارى، اين پرسش درباره حضور ابوبكر و حضرتش در مسجد با آن بيمارى شديد مطرح مىشود كه ابوبكر تا چه زمانى به اقامه نماز با مردم مىپرداخت؟
بىگمان، او هنگامى به نماز رفت كه پيامبر(ص) حال بدى داشت و بىهوش بود؛ زيرا پس از اينكه حالش بهتر شد، با تكيه بر دو نفر خودش به مسجد رفت و هنگامى كه بدان جا رسيد، ابوبكر به نماز ايستاده بود. اگر ابوبكر به دستور پيامبر(ص) به اقامه نماز گمارده شده بود، چرا پيامبر(ص) خود با آن وضع بسيار سخت و با تكيه بر ديگران و كشان كشان به مسجد رفت؟
بىگمان، تنها براى شركت در نماز جماعت بدان جا نرفت؛ زيرا در آن حال از اقامه جماعت معذور بود. اين گفته كه او آمد تا امامت ابوبكر را تأييد كند، پذيرفتنى نيست؛ زيرا چنين تأييدى هنگامى محقق مىشد كه آن حضرت به ابوبكر اقتدا مىكرد، اما او