64حديث معروف «ثقلين» و حديث «اثنى عشر خليفة»، از احاديثى است كه به صراحت بر اين مطلب دلالت دارد. در بعضى احاديث به اسامى مبارك آنان نيز تصريح شده است. 1
اما متأسفانه اهل سنت نسبت به اين مسئله كوتاهى كردهاند و هيچ كدام از شؤون و حقوق عترت طاهره را - چه در مرجعيت علمى و چه در مقام رهبرى سياسى و اجتماعى - پاس نداشتهاند؛ در حالى كه براى صحابه، مرجعيت علمى قائلند و خلافت و امامت را در مسير ديگر قرار دادهاند.
ز) امامت اميرمؤمنان (ع)
مهمترين اختلاف شيعه و سنى در طول تاريخ، مسئله امامت و رهبرى و به ويژه مسئله جانشينى و خلافت پس از پيامبر اكرم (ص) است. اهل سنت مسئله خلافت و رهبرى را مسئلهاى فرعى و فقهى دانسته، آن را وظيفه مكلفان مىدانند و انتخاب آنان را در اين امر به رسميت مىشناسند. بنابراين اهل سنت نتيجه ماجراى سقيفه و انتخاب ابوبكر را به خلافت پذيرفتهاند. اما شيعه بر اساس براهين فراوان قرآنى، روايى و عقلى، اميرمؤمنان على (ع) را خليفه و جانشين واقعى و بلافصل پيامبر اكرم (ص) مىدانند.
خواجه نصيرالدين طوسى رحمه الله در عبارتى موجز، افضليت حضرت على (ع) را بهترين دليل عقلى براى احراز مقام امامت آن حضرت مىداند: « ولأِنه افضل، و امامة المفضول قبيحة عقلاً ». 2 سپس وى به بيان جهات برترى و فضايل اميرمؤمنان (ع) مىپردازد؛ فضايلى همچون: مجاهدت، اعلميت، سخاوت، زهد، عبادت، حلم، شجاعت، فصاحت، تقدم در ايمان، استوارى در رأى، حريص بودن در اجراى حدود الهى. 3 «ابنميثم بحرانى» و