467
لاَ هَلُُّوا واستَهَلوا فَرحاً
ثُمَّ قالُوا يايزيد لاتشل قَدقَتَلنا القَرمَ مِن ساداتِهِم
اى كاش بزرگان من كه در روز جنگ بدر كشته شدند، زارى قبيله خزرج را از فرود آمدن ضربات ما مىديدند و از شادى فرياد مىزدند و مىگفتند دست مريزاد اى يزيد! به جاى جنگ بدر، بزرگان و مهتران آنها را كشتيم و بىحساب شديم طايفه هاشم با سلطنت بازى كردند، وگرنه خبرى از آسمان نيامده و نازل نشده. من از دودمان خندف نيستم، اگر انتقام كارهاى احمد را از فرزندانش نگيرم.
با وجود احاديث و نقلهاى مسلم تاريخ، عالمان اهل تسنن درباره حقانيت قيام امام حسين (ع) وكفر و لعن يزيد، در يك موضع نبودهاند، بلكه با تشتت و تناقضآرا مواجه هستيم؛ بهطورى كه برخى به حقانيت قيام امام حسين (ع) و مظلوميت ايشان و قابليت قيام از جهتهاى گوناگون براى الگوسازى پرداختهاند و آن را در ادامه رسالت بزرگ پيامبر اسلام (ص) و سيره خلفاى راشدين دانستهاند و لعن يزيد را نه تنها جايز، بلكه واجب دانستهاند. در مقابل، عدهاى با توجيهاتى، تنها به همدردى بسنده كردهاند يا قيام را مسئلهاى استثنايى و غيرقابل ارزيابى تعريف كردهاند و در مقابل، خلافت يزيد و شخص او را مشروع پنداشتهاند و در نتيجه، هرگونه قيام در برابر آن، از اساس نامشروع دانستهاند و عدهاى از آنان، پا را فراتر نهاده، درباره لياقت يزيد و تبرئه وى از به شهادت رساندن امام حسين (ع) قلمفرسايى كردهاند و براى اثبات اين ادعا، گاهى به اجتهاد يزيد يا بهطور كلى به اجتهاد مخالفان امام حسين (ع) در نهضت عاشورا و گاهى