424از اين احاديث بهدست مىآيد كه پيامبر، نخستين بار، هواداران و پيروان امام على (ع) را شيعه، ناميدند. ازآنجاكه اين اصطلاح معروف بود، پس از رحلت رسولخدا (ص) نيز بهكار رفت. علامه كاشفالغطاء پس از اشاره به احاديثى كه در آنها از شيعه، سخن رفته، مىگويد:
مدلول احاديث، آن است كه گروهى از صحابه پيامبر شيعه على (ع) بودند و مقصود از شيعه على (ع) فقط كسانى نيستند كه او را دوست داشتند يا با او دشمنى نكردند؛ زيرا محبت فردى نسبت به ديگرى، يا عداوت نداشتن نسبت به وى، كافى نيست تا كسى را شيعه گويند و واژه شيعه در فرهنگ عربى تنها بهمعنى دوستداشتن نيست، بلكه مضاف بر محبتورزيدن، پيروىكردن است.
«علامه طباطبايى» نيز در مورد تاريخ پيدايش شيعه مىگويد: «آغاز پيدايش شيعه را همان زمان حيات پيامبر اكرم (ص) بايد دانست». وى سپس به پارهاى از احاديث اشاره مىكند كه بر امامت على (ع) و شخصيت ممتاز او در ميان صحابه و ارتباط ويژه او با پيامبر اكرم (ص) دلالت دارند و يادآور مىشود:
بديهى است اين چنين امتيازات و فضايل اختصاصى ديگر كه مورد اتفاق همگان بود و علاقه شديدى كه پيغمبر اكرم (ص) به على (ع) داشت طبعاً عدهاى از ياران پيغمبر اكرم (ص) را كه شيفتگان فضيلت و حقيقت بودند بر اين وامىداشت كه على (ع) را دوست داشته، به دورش گردآيند و از او پيروى كنند، چنانكه عدهاى را بر حسد و كينه آن حضرت وامىداشت.
با دقت در اين ديدگاه روشن مىشود كه مقصود اين نيست كه در عصر رسالت گروهى امامت على (ع) را پذيرفتند و گروهى آن را رد كردند و بدين جهت گروه نخست شيعه ناميده شدند تا گفته شود در آن زمان، اختلافى در اين باره پديد نيامده بود، بلكه مقصود وجود گروهى از صحابه است كه به احاديث نبوى در مورد على (ع) و