377
فيه مما فيه الناس، أقبلت الفتن كقطع الليل المظلم، يتبع آخرها اولما ثم استغفر لأهل البقيع طويلاً. 1
چون پيامبر (ص) احساس مريضى كردند [و با آن مريضى از دنيا رفتند]، دست على[ (ع) ] را گرفتند و همراه جماعتى به بقيع رفتند و به همراهان فرمودند: من مأمور هستم كه براى اهل بقيع طلب مغفرت كنم. حضرت مقابل اهل قبور ايستادند و فرمودند: سلام بر شما اهل قبور، تهنيت مىگويم كه شما در وضع مردم قرار نداريد، فتنههايى همچون پارههاى شب تار بر مردم هجوم آورده است... سپس به مدت طولانى براى اهل بقيع طلب مغفرت كردند.
نماز خواندن پيامبر (ص) در بقيع
بسيارى از روايات، مىرسانند كه پيامبر (ص) در بقيع حاضر مىشدند و براى جمعى از صحابه، نماز مىخواندند. « عن معاوية عن أبي عبدالله في حديث و قد كان رسول الله (ص) يخرج إلى البقيع فيصلّي بالناس » 2؛ «معاويةبن عمار، در حديثى آورده است كه امام صادق (ع) فرمود: پيامبر به بقيع مىرفتند و براى مردم نماز مىگزاردند».
اين قِسم روايت، فراوان است كه پيامبر خدا در بقيع، نماز بر جنازه مىخواند، نماز عيد مىگزارد و گاهى هم، نمازى جهت درخواست مغفرت براى مدفونان بقيع مىخواندند.
به نحو تواتر 3، در منابع شيعه و سنى آمده است كه پيامبر پس از آنكه توسط وحى، دريافت كه نجاشى، پادشاه حبشه از دنيا رفته است، به جهت خدمت بزرگش به مهاجرين، مردم مدينه را در بقيع جمع كردند و بر نجاشى كه در روم بود، نماز خواندند.