302گرفتهاى] تا مردم براى تو پول جمع كنند؟ نه خدا راضى است و نه خلق خدا. مادرت اميمه تو را تغوط نكرد، مگر براى چراندن خرها!
10. نفرين عمر به «سعدبنعباده»:
در صحيح بخارى آمده است كه عمر وى را نفرين كرد : « فقال قَائِلٌ منهم قَتَلْتُمْ سَعْدَبن عُبَادَة فقلت قَتَلَ الله سَعْدَبن عُبَادَة »؛ 1 «كسى گفت : سعدبن عباده را كشتيد؛ گفتم : خداوند او را بكشد».
طبرى نيز اين عبارت را بدين صورت نقل مىكند كه:
وقال قائل حين أوطىء سعد، قتلتم سعداً، فقال عمر: قتله الله إنّه منافق. 2
هنگامىكه سعد، لگدمال مىشد، كسى گفت : او را كشتيد ؛ عمر گفت : خدا او را بكشد، او منافق است ! 3
11. در ماجراى اعتراض به خليفه سوم «عثمانبن عفان» نيز آمده است كه عايشه همسر پيامبر (ص) با گفتن جمله معروف « اقتلوا نعثلا فقد كفر » 4؛ «نعثل را بكشيد! همانا او كافر شده است»، شورى در مردم براى مقابله با عثمان پديد آورد و با اين كار باب دشنامگويى و تكفير را گشودهتر كرد. اين سخن چنان پر آوازه شد كه كمتر كتاب لغتى را مىتوان يافت كه در بيان واژه «نعثل» بدان اشاره نكرده باشد. نظر به اهميت گوينده آن، اين كلام بهسرعت دهان به دهان گشت و حتى «زبيربنعوام» در پاسخ به درخواست عثمان براى آب چنين گفت: « يا نَعثَلُ! لا وَاللهِ! لاتَذُوقُه »؛ «اى نعثل! نه! به خدا سوگند از آن نمىچشى».