247كسى بگويد كه اى پيامبر! نزد پروردگار برايم استغفار كن، يا نزد خداوند شفاعتم كن، مشرك شود؟ با اينكه مفهوم همه اينها يكى است، هرچند در ظاهر متفاوت باشند. پذيرش يكى و شك در ديگرى مانند اين است كه دو چيز به هم پيوسته را از هم جدا كنيم.
دليل دوم وهابيان: طلب شفاعت از شفيعان واقعى مانند رفتار مشركان و طلب شفاعت از بتها و معبودهاى خويش است. قرآن در انتقاد از كار مشركان چنين مىگويد: وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ ؛ «موجوداتى را مىپرستند كه به آنها زيان و سودى نمىرسانند و مىگويند: آنها شفيعان ما نزد خدا هستند». (يونس: 18)
پاسخ:
1. طلب شفاعت از بتها و از اولياى صالح خدا تفاوت بسيارى دارد. مشركان بتها را خدا مىدانستند يا فكر مىكردند خداوند كار خويش را به آنان سپرده است، درحالىكه موحدان بر اين باورند كه شفيعان، بندگان خالص خدايند و به جهت پرستش خالصانه، خدا اين منزلت و مقام را به آنان عطا كرده است. چگونه مىتوان اين دو باور را يكى دانست؟
2. بنابراين آيه، مشركان بتها را مىپرستيدند، سپس از آنان درخواست شفاعت مىكردند، در حالىكه موحدان جز خداى يكتا و بىشريك را نمىپرستند.
درخواست شفاعت از پيامبر اسلام (ص) يا درخواست شفاعت مشركان از بتها، تفاوت آشكار ديگرى نيز دارد؛ مشركان بتها را خدايان خود و صاحبان اصلى مقام شفاعت مىدانستند و از آنها درخواست شفاعت مىكردند و آنان را در شفاعت خود تامالاختيار مىپنداشتند؛ از اينرو قرآن در بسيارى از آيات يادآور مىشود كه هيچ فردى بدون اجازه خدا نمىتواند شفاعت كند. خداوند در قرآن مىفرمايد: مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ ؛ «چه كسى مىتواند شفاعت كند، جز آنكه خدا به او اجازه دهد؟» (بقره: 255).
مشركان، باور دارند كه بتها صاحبان شفاعت هستند و دست آنها در شفاعت افراد باز است، ولى مسلمانان همگى، انبياء و اولياى الهى را بندگان خدا مىدانند، نه اينكه آنان را