245اكرم (ص) آيههاى: لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ جَمِيعاً (زمر: 44)؛ و فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً (جن: 18) را نشنيده بودند تا انس را از طلب شفاعت نهى كنند، يا آيه را شنيده بودند، ولى (نعوذ بالله) معناى آيه را نفهميده بودند! ولى ابنتيميه و محمدبن عبدالوهاب و پيروانشان معناى آيه را فهميدهاند!
شايد از نظر وهابيان، ابنتيميه و محمدبن عبدالوهاب از پيامبر (ص) و اصحابش فهم و آگاهى بيشترى به آيات قرآن داشته باشند! به هر حال اين حديث و احاديث ديگر نشان مىدهد طلب شفاعت جايز است و در زمان پيامبر (ص) از حضرت طلب شفاعت شده است و ايشان، اين رفتار را رد نكرده، بلكه به آن متعهد شدهاند. بنابر چنين دليل معتبرى، هيچ مسلمانى نبايد به خود اجازه دهد طلب شفاعت را شركآميز بداند.
2. حديث «سواد بن قارب»
سوادبن قارب، يكى از اصحاب پيامبر (ص) پس از رحلت آن حضرت به آن حضرت مىگويد: « فكن لي شفيعاً يوم لا ذو شفاعة، مُغنٍ فتيلًا عن سوادبن قارب » 1؛ «شفيع من باش، روزى كه شفاعت كسى هيچ سودى براى سوادبن قارب نخواهد داشت».
3. طلب شفاعت ابوبكر
وقتى پيامبر گرامى (ص) درگذشت، بدن مبارك او را با پارچهاى پوشاندند، منتظر شدند تا مسلمانان در كنار مسجد جمع شوند و مراسم «تجهيز» (تغسيل، تكفين، نماز و تدفين) را انجام دهند. در اين شرايط، وقتى ابوبكر وارد خانه پيامبر (ص) شد، پارچه را از روى چهره پيامبر (ص) برداشت، خود را روى پيكر ايشان انداخت، او را بوسيد و چنين گفت: « بِأَبِي أَنْتَ وَأُمّي طِبتَ حَياً وَمَيتاً، أُذْكُرْنا يا مُحَمَّد عِنْدَ رَبِّكَ وَلْنَكُنْ مِنْ بالِكَ »؛ «پدر و مادرم