196و) «عمرانبن حصين» از اصحاب رسول خدا (ص) است و در جنگهاى بسيارى در ركاب ايشان بوده است و از رجال بخارى و مسلم بهشمار مىآيد. 1
2. روايت ترمذى
ترمذى، حديث ولايت را از «قتيبةبن سعيد» و او از «جعفربن سليمان ضبعى» و او از «يزيد رشك» و او از «مطرفبن عبدالله» و او از «عمرانبن حُصين» نقل كرده است كه رسول خدا (ص) لشكرى را به فرماندهى علىبن ابىطالب (ع) به مقصدى فرستاد. حضرت در آنجا كنيزى اختيار كرد. برخى بر او اعتراض كردند و چهار نفر از اصحاب رسول خدا (ص) قرار گذاشتند، هنگام ملاقات رسول خدا (ص) ، ماجرا را براى حضرت بازگو كنند. مسلمانان هرگاه از سفرى باز مىگشتند، ابتدا خدمت رسول خدا (ص) مىرسيدند و بر او درود مىفرستادند، سپس به كار خود مىپرداختند. لشكر كه به مدينه رسيد، آن چهار نفر خدمت رسول خدا (ص) رسيدند. يكى از آنها عرض كرد كه اى رسول خدا (ص) ! آيا مىدانيد كه علىبن ابىطالب چه كرد؟ پيامبر از او روى برگرداند. نفر دوم ايستاد و همين اعتراض را تكرار كرد و پيامبر از او نيز روى برگرداند. براى نفر سوم نيز همين ماجرا تكرار شد. نفر چهارم كه اعتراض كرد، پيامبر رو به او كرد و در حالىكه غضب در چهره ايشان نمايان بود، فرمودند:
ما تريدون في علي، ما تريدون في علي، ما تريدون في علي؟ انّ علياً منّي وانا منه وهو ولي كل مؤمن بعدي . 2
از على چه مىخواهيد، از على چه مىخواهيد! از على چه مىخواهيد؟ همانا على از من و من از اويم و او ولى هر مؤمنى، بعد از من است.