175
اشكالات روش سلبى
اين احتمال كه پيامبر (ص) احساس وظيفهاى نسبت به جانشينى بعد از خود نداشته است، اشكالاتى دارد كه به آنها اشاره مىكنيم:
يك- نتيجه اين احتمال در اهمال يكى از ضروريات اسلام و مسلمانان است. به باور ما، اسلام دين جامعى است كه براى همه ابعاد زندگى انسان دستورهاى كاملى دارد و مىتواند سعادتآفرين باشد، حال چگونه ممكن است، پيامبر اسلام (ص) نسبت به جانشين بىتفاوت باشد؟
دو- اين احتمال، خلاف سيره رسول خدا (ص) است. با دقت در زندگى پيامبر (ص) درمىيابيم كه آن حضرت، بيستوسه سال براى گسترش اسلام و عزت مسلمانان كوشيدند. ايشان در بستر بيمارى - كه به وفاتشان انجاميد - براى حفظ مرزهاى اسلامى، لشكرى مهيا كردند و خود تا خارج شهر، آنان را بدرقه نمودند و همچنين وصيتى نوشتند كه مسلمانان با عمل به آن از اختلاف و گمراهى به دور بمانند. 1 ايشان هر زمان به سبب جنگ از مدينه خارج مىشدند، كسى را به جاى خود منصوب مىكردند تا به امور مردم رسيدگى كند. 2
وقتى كه پيامبر (ص) براى چند روزى كه از مدينه خارج مىشود، آنجا را بدون جانشين رها نمىكند، آيا ممكن است، در سفرى كه در آن بازگشتى نيست، كسى را جانشين خود نكند، تا به امور مردم بپردازد؟
سه- اين احتمال، خلاف دستورات پيامبر (ص) است؛ زيرا حضرت به مسلمين فرمودند: « من اصبح و لم يهتمّ بامور المسلمين فليس منهم »؛ 3 «هر كسى صبح كند، درحالىكه به فكر امور مسلمين نباشد، مسلمان نيست».