168واقع قول خدا و رسول را تكذيب كرده است. آيا مسلمان بودن با انكار قول رسول و بىاعتنايى به سخن وتوصيه او سازگار است؟
شيعه مىبيند كه خدا، على (ع) را در آيه «ولايت»، «تبليغ»، «مودة ذىالقربى»، «انذار» و «تطهير» و «يطعمون الطعام» و آيه «مباهله» تعظيم، تكريم و تطهير كرده و پيامبر اكرم (ص) تمسك به على و فرزندان معصومش عليهم السلام را در كنار كتاب خدا موجب نجات و هدايت دانسته است. با وجود اين همه آيات بينات و رهنمودهاى آشكار رسول اكرم (ص) آيا معقول است كسى ادعا كند خدا و رسول براى ما امام و هادى معين نكردند و ما به هر يك از صحابه كه رجوع كنيم براى ما كافى است؟ اين گفتۀ باطل كسانى است كه توصيه خدا و رسول را رها كردند و به ظن و گمان خود يا توصيه عمر، ابوبكر و ابنتيميه عمل مىكنند. پس، فرداى قيامت بايد به همان كسانىكه در دنيا آنان را امام و راهنماى خود قرار دادند رجوع كنند و از آنها طلب شفاعت نمايند.
شيعه براى اثبات امامت اهلبيت عليهم السلام به آيات: «مودت»، «ولايت»، «اولوالامر»، «تبليغ» و احاديثى مانند: حديث «غدير»، «اخوت»، «انذار»، «ثقلين» تمسك مىكند، اما ديگران طبق كدام قول خدا و رسول، ولايت ديگران را پذيرفتند؟
شيعه، على (ع) را امام مىداند و از او اطاعت مىكند؛ زيرا رسول خدا (ص) على (ع) را برادر، جانشين و وصى خود و ولى مؤمنان معرفى كرده است. او محبوب پيغمبر (ص) است كه علم لدنى و الهى دارد؛ معيار حق و باطل و ثقل جدانشدنى از قرآن است. بر مردم واجب است كه از امامى اطاعت كنند كه از طرف خدا و رسول منصوب است.
شيعه پيرو و محب على است؛ زيرا توحيد حقيقى، عدالت، اسلام حقيقى، همه مكارم اخلاقى و بالاترين فضايل انسانى را در علي و اهلبيت عليهم السلام او مشاهده كرده و آموخته است؛ ازاينرو سخنان حكيمانه علي (ع) ، شجاعت، جوانمردى، ايثار، عدالت، پارسايى، علم، عبادت معنويت و روحانيت على (ع) ، همه حقطلبان، حكيمان و عارفان