140خداوند مىفرمايد: ( أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ) (نساء: 59). آيا ممكن است ادعا كنيم كه خدا هم به اطاعت خود و پيامبرى كه معصوم از هر خطا و گناه است، امر نموده و هم به اطاعت از هر اولواالامرى؟ آيا معقول و شايسته است كه براى توجيه كسانىكه حق الهى اهلبيت عليهم السلام را غصب نمودهاند، اين نسبتهاى ناروا را به خدا و رسول بدهيم؟!
خداوند مىفرمايد: ( إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ وَ هُمْ رٰاكِعُونَ ) (مائده: 55).
آيا ممكن است كه خداى متعال خود و رسولش را ولى مؤمنان معرفى كند و در كنار آن پذيرش ولايت هر فردى را هم مجاز بداند؟
( قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ ) (بقره: 111)؛ ما معتقد به ولايت خدا و رسول و كسانى هستيم كه خدا و رسول آنان را مطهر و معصوم و وارث كتاب و خليفه رسول معرفى نمودهاند، اما ديگران امامت و ولايت افراد غير معصوم را ترجيح دادهاند.
آيا در اين اصل مهم كه هدايتكننده به سوى خدا، خود بايد هادى باشد، انسان مسلمان عاقل مىتواند شك كند؟ اگر اين اصل قرآنى را بپذيريم، نتيجه آن است كه در فراگيرى دين و امر هدايت نمىتوان به هر فردى مراجعه و از او طلب هدايت و معارف دين نمود. از نگاه قرآن، انسان همواره به هدايت و هدايتكننده و مرجعى براى فراگيرى معارف دين و كشف راه حق و نجات نياز دارد و از همين رو خداوند از روى لطف و رحمت و هدايت خود اين سنت را در همه اديان و امتها قرار داده تا بايد در بين مردم پيامبر يا جانشين او (حجت الهى) باقى باشند، و اين سنت الهى قطعى و تخلفناپذير است. از سوى ديگر نيز با تعاليم و منطق قرآن، رسول و جانشين او كه رسالت هدايت مردم را به سوى خدا بر عهده دارند، بايد شرايط خاصى، مانند علم لدنى و عصمت داشته باشند و معارف دين و تفسير حقايق وحى را بىكم و كاست و بدون اشتباه دريابند و همچنين در بالاترين