60و عقول مسلمانان از تكفير به ناحق و نسبت به بدعت و گمراهى، بدون هيچگونه استناد به ادله و براهين صحيح، با نشر دروغهايى بر پيامبر(ص)پيدا شده، تنها در زمانهاى متأخر بوده است و اينگونه قضاوت نتيجه عدم اطلاع بر كتب مخالفان در قرن سوم و چهارم است، كه در آنها بسيارى از اين تكفيرهاى به ناحق و نسبت دادن به بدعت و فسق يافت مىشود. كتابهايى كه علماى عقايد معاصر آنها را حَكَم قرار داده و نصوص قرآن و سنت را رها كردهاند و به چيزى احتجاج مىكنند كه حجت نيست. به اينكه سلف صالح تكفير و تفسيق مىكرده و نسبت به گمراهى و فحش لفظى مىدادند و فتوا به قتل مخالفان داده و خون و اموال و آبروى آنان را حلال مىشمردند و مقصودشان به سلف صالح كسانى است كه در خصومتها، مذهب آنان را داشتهاند و هركس كه از آنان بوده او از سلف صالح است گرچه دروغگو فاجر باشد و هركس كه در مذهب آنان نبوده او از سلف پست است گرچه از عابدترين و راستگوترين مردم باشد. 1
ج)تكفيرمسلمين،عاملتفرقه
حسن بنفرحان در رد تكفير وهابيان مىگويد:
اگر اسباب شكست مسلمانان را در گذشته پيگيرى كنيم، همچون سقوط بغداد و اشغال شام و فلسطين از سوى صليبىها و سقوط اندلس، پى مىبريم كه سبب ظاهر براى خاص و عام همان تفرقه مسلمانان بوده است و اگر در سبب اين تفرقه نظر افكنديم پى مىبريم كه در يك مطلب نهفته است و آن اتهاماتى از قبيل گمراهى، بدعت و كفر بوده كه به يكديگر زده مىشده است، با ضعف سياسى كه بر اين طوايف حاكم بوده است؛ زيرا فرقهاى مىبيند كه يهود و نصارا و صليبىها و مغول به آنها از طوايف ديگر نزديكتر است. طوايفى كه با يكديگر