125كشورهاى اسلامى استقرار يافته است. آنان اسلام را دين كار و كوشش و جهاد معرفى كردهاند، نه دينى كه مردم را به خواب و تنبلى و دورى از محيط زندگى دعوت نمايد... .
ولى اين بدان معنا نبود كه دعوت به عملكرد سلف، مذهبى اسلامى است كه پرچمداران و دعوتكنندگان به آن، منسوب به آن مذهباند؛ آنگونه كه الآن بسيارى از مردم خود را به آن نسبت مىدهند، بلكه آن عنوانى براى دعوت و تعريفى براى منهج و طريق است... .
ما در اوايل اين قرن مشاهده كرديم كه چگونه اين كلمه از حدود ضيق علمى آن خارج شده و به صورت عنوانى بر مجلات و اسمى براى چاپخانهها و كتابفروشىها قرار گرفته است... .
در اين عصر و زمان، مذهب وهابى كه منسوب به صاحب آن، «شيخ محمد بن عبدالوهاب» است، در «نجد» و برخى از اطراف «جزيرةالعرب» منتشر شده... . پس كلمه سلف و سلفيه بين بزرگان مذهب وهابى رواج يافته است... .
در آنزمان كه وهابيان خود را وهابى مىخواندند، به اينمعنا كه سرچشمه اين مذهب با تمام مزايا و خصوصياتشبرگرفته از شيخ محمد ابن عبدالوهاب است، به اين نتيجهرسيدند كه لقب مذهب خود را از عنوان وهابيت بهكلمه سلفيت تبديل نمايند و در صدد برآمدند تا اينلقب جديد را عنوانى بر مذهب قديم و معروف خودقرار دهند تا به مردم چنين وانمود كنند كه افكاراين مذهب منحصر به شخص محمد بن عبدالوهاب نيست، بلكهبه سلف بازمىگردد و آنان در انتخاب اين مذهبامينان بر عقيده سلف و افكار و روش آنان درفهم و تطبيق اسلام مىباشند.
و اينگونه بود كه كلمه «سلفيه» از شعار خود كه دلالت بر حركت اصلاحى به جهت اصلاح جامعه و دفاع از آن داشت، تحول پيدا كرده