38
نكتهها و اشارهها
1. واژه «حج» به معناى قصد است و در اصطلاح به معناى قصد زيارت كعبه و انجام دادن اعمال مربوط به آن است.
2. حج بر هر انسانى كه توانايى لازم را داشته باشد، در طول عمر، فقط يك بار واجب مىشود. 1
از تعبير «بر مردم» استفاده مىشود كه وجوب حج، مخصوص مسلمانان نيست. بلكه همه مردم، حتى كافران موظف به انجام دادن حج مىباشند؛ 2 گرچه شرط صحيح بودن حج اين است كه نخست اسلام را بپذيرند.
3. «استطاعت» (توانايى براى انجام دادن حج)، شرط وجوب حج است كه در روايات اسلامى و كتابهاى فقهى، به معناى داشتن توشه سفر و مركب سوارى، توانايى جسمى، باز بودن راه مسافرت به مكه و توانايى بر اداره زندگى به هنگام بازگشت از حج، تفسير شده است. 3 البته همه اين امور از واژه استطاعت استفاده مىشود.
4. واژه «كفر» در اصل به معناى پوشانيدن است و از نظر اصطلاح دينى، معناى وسيعى دارد و هرگونه مخالفت با حق، چه در اصول و چه در فروع دين را شامل مىشود؛ هرچند بيشتر در مورد مخالفت با اصول به كار مىرود.
در واقع، كفر و فاصله گرفتن از حق، داراى مراحل و درجاتى است كه هركدام براى خود احكامى دارد؛ گاهى كفر نظرى و اعتقادى است كه