79
خَيْرٍ تَزِلُّ قَدَمُهُ ثُمَّ قَالَ أَ يَسُرُّكَ أَنَّكَ صَلَّيْتَ الظُّهْرَ فِي السَّفَرِ أَرْبَعاً؟ قُلْتُ لَا قَالَ فَهُوَ ذَلِك. 1
وارد محضر امام صادق(ع) شدم، درحالىكه رنگ چهرهام تغيير كرده بود، حضرت از من سؤال فرمود: از كجا محرم شديد؟ گفتم: از فلان جا [محلى كه از مواقيت معروف نبود]، حضرت فرمود. طالبان خير فراوانى هستند كه لغزشگاههايى براى آنها وجود دارد. سپس فرمود: آيا ممكن و صحيح است كه تو در مسافرت نماز ظهر را چهار ركعتى به جاى آورى؟ گفتم: نه، هرگز، فرمود: احرامبستن در غير مواقيت، مثل نماز چهارركعتى در سفر است كه هر دو موجب بطلان يا نقض مىشود.
در جريان ميقات آمده است كه حاجى لزوماً بايد از مكانهاى خاص به نام «مواقيت»، سير الىالله را آغاز كند كه گوياى سرى لاهوتى و الهى است.
چنانچه انسان سالك كوى دوست نباشد و سير عاشقانه خود را به سوى معراج الهى آغاز نكند، هرگز استقبال ملائك و محل توقف آنها را - كه محاذات (موازات) با مواقيت حج است - مشاهده نخواهد كرد.
همانگونه كه در معراج با هر قدم حضرت، مرحلهاى از كمال در پيش ديدگانش آشكار مىشد، در سفر حج نيز، تنها زمانى كه از ميقات به قصد حج احرام بسته شود، ابواب كمال مفتوح و فيض حق مكشوف مىشود؛ بنابراين به قانون حاكم در نظام هستى مىرسيم كه، هر ظاهرى را باطنى است و شريعت نيز باطن و حقيقتى دارد، البته نردبان وصول و سكوى عروج به حقيقت، عمل به شريعت است، امام صادق(ع) فرمود: