57اينكه نبايد كسى يا چيزى او را در اين سفر مشغول كند. در اين حال بايد اهتمام به مستحبات، خاصه خدمت به همنوعان داشته باشد. «تخليه» پله بعدى اين سلوك است و حاجى بايد دل را يكسره از صفات زشت و ناپسند و رذايل اخلاقى خالى كند و ريشههاى هرز صفات رذيلهاى چون حسد، بخل، كبر، ريا، تملق، شقاوت، جاهطلبى و مانند آن را، كه مايه تيرهبختى و سيهروزى است، به آتش عزم و اراده بسوزاند. سپس نوبت به مرتبه «تحليه» مىرسد كه آراستن دل به خصايص زيبا و فضايل عاليهاى همچون خيرخواهى، سخاوت، گشادهدستى، تواضع، اخلاص، صداقت، رأفت، زهد و آزدگى از همه تعلقات است.
سالكِ راه دوست بايد بكوشد تا خويشتن را به فضايل اخلاقى بيارايد، اما مهمتر از هر فضيلت، اخلاص در عمل است. مرتبه بعدى «تجليه» است كه در تصور كسى نمىگنجد و مرتبتى است كه نصيب اوحدى، يعنى خاصان اولياى الهى مىشود. در اين مرتبه قلب سالك به نور خدا منور مىشود تا در سايهسار الطاف الهى به مقام عبوديت نائل شود. تجلى انوار الهى با قلب سالك، نه آن مىكند كه در گفتوشنود آيد، بلكه تنها با رسيدن به آن مرتبت مىتوان طعم شيرين و روحافزاى آن را چشيد. اين مقامات در كلام بلند و متعالى امام صادق(ع) در «مصباح الشريعه»، باب دوم آمده است:
هرگاه خواستى حج بهجاى آورى، پس قلب خود را پيش از آغاز عمل از هرگونه مشغولكننده و مانع و حاجب براى خداى متعال بركنار كن و جريان امور خويش را به خداوند واگذار و در تمام حركات و سكنات،