102محور خالق است كه از او مىآغازند و بدو مىانجامند. طواف، بازساخت سير حيرتانگيز و چرخش دايرهوار ذرهذره عالم هستى است. طواف، آغاز گردشى جديد است كه زندگى انسانى كه پيوسته بر گرد دنياى فانى مىچرخد را بر محور حق، عدل، طهارت و پاكى به گردشى مجدد مىاندازد. طواف دگرگونى محور گردش زندگى است. طواف رمز ديگرى نيز دارد كه انسان تكنگر و تكبعدى را به همه سونگرى فرامىخواند و توجه او را از يك جهت، به همه جهات سوق مىدهد. طواف سيرى است در بىنهايت و گردشى است «از حق» «بهسوى حق».
طواف عاشقانه
يكى از لحظات شيرين و به يادماندنى حج، زمانى است كه حاجى پس از طواف، پرده كعبه را در دست گرفته، خود را به كعبه مى چسباند و با صورتى گريان با خدايش راز و نياز مىكند. عاشقان حريم دوست، آنگاه كه در كنار خانه يار قرار مىگيرند، حالى خوش دارند. «اصمعى» مىگويد:
شبى گرد كعبه طواف مىكردم، جوانى ظريفاندام ديدم كه به پرده كعبه چنگ زده، مىگفت: چشمها در خوابند و ستارگان برآمدهاند و تو پادشاه زنده پايدارى! پادشاهان دربهايشان را بسته و بر آن نگاهبانانى گماردهاند، [ولى] درب خانه تو براى درخواستكنندگان باز است. به سوى تو آمدم تا به رحمت خود به من نظر كنى اى مهربانترين مهربانان!
اصمعى مىگويد: «جستوجو كردم و فهميدم اين جوان، زينت