343نفس پيدا مىكند؛ از ضعفى كه دستهاى خبيثِ مستكبر بر مسلمانها تحميل كردهاند، خودش را نجات مىدهد. اين حالت بايد تقويت شود. 1
ايشان حج را مظهر تفاهم و اتحاد امت اسلامى برمىشمرند. از برنامهريزى گسترده دشمنان براى ايجاد تفرقه خبر مىدهند و چنين مىفرمايند:
يكى از كارها - همينى كه در بيانات اين آقايان محترم هم بود- مسئله اختلاف در ميان امت اسلامى است. با دقت دارند كار مىكنند. اختلافات را برجسته مىكنند. گرايشهاى انحرافى را، هم در طرف شيعه، هم در طرف سنى تقويت مىكنند. در طرف شيعه، با نام تشيع، گرايش قرمطىگرى را - مثل قرامطه - تقويت مىكنند و افساد مىكنند. در طرف سنى، گرايش ناصبىگرى را، با نام تسنن، اما با باطنِ ناصبىگرى تقويت مىكنند و در مقابل هم قرار مىدهند. بايد بيدار بود، بايد هشيار بود، بايد ديد، بايد فهميد. اينها آن اساس مسائلى است كه امروز دنياى اسلام به آنها احتياج دارد. دنياى اسلام احتياج دارد به تفاهم، به احساس همدردى، به همكارى. چرا اينقدر بين دولتهاى اسلامى اختلاف مىاندازند؟ چرا بر سر يك موضوع عامالابتلاء مثل مسئله فلسطين، دولتهاى اسلامى حاضر نيستند يك طريق واحد و يك نقطه واحدى را مورد اتفاق قرار بدهند و بر آن تصميم بگيرند؟ مسئله فلسطين مگر كم مسئلهاى است؟ يك عده انسانهاى دور از هر دينى - اينها يهودى هم نيستند؛ يهوديان مؤمن و متدين به دين خودشان، از حزب سياسى صهيونيسم تبرّى مىجويند - عليه اديان توحيدى، عليه هر معنويتى قيام كردند، اقدام كردند؛ قطعه زمين اسلامى را، قبله اول مسلمانان را، مراكز مقدس معنوى اسلامى را غصب كردند؛ مردمِ صاحب اين خانه را از خانه خودشان بيرون كردند و هر روز هم آنها را زير فشار قرار دادند. الان بيش از شصت سال است كه دنياى اسلام با اين بليه مبتلاست. خوب، يك مدتى خود فلسطينىها غفلت داشتند، ساكت بودند؛ امروز كه به پا خاستند، امروز كه استنصار مىكنند، امروز كه دنياى اسلام را به كمك مىطلبند؛ چرا دنياى اسلام در مقابل اينها ساكت است؟ مگر پيغمبر نفرمود: «من اصبح و لم يهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم»؟ اين اهتمام به امور مسلمانان نيست؟ در يك