342مىدهيد، ما همه متفقيم، متحديم. دشمنان دين، مستكبران و ادارهكنندگان جبهه ضد اسلام بدانند كه امت اسلامى در مقابل آنها متحد و متفق است؛ گمان ايجاد اختلاف را از خودشان دور كنند؛ مأيوس بشوند از اينكه بتوانند بين ما اختلاف ايجاد كنند. مبلّغين ما، آحاد مردم ما، مديران ما، پيروان گوناگون مذاهب ما، سنى ما، شيعه ما، همه بايد حواسمان به اين باشد؛ مراقبت كنيم، نگذاريم دشمن با ايجاد اختلاف بين ما - كه ما خشمهاى خودمان، غضبهاى خودمان را عليه خودمان و در درونِ خودمان به كار ببريم - خودش را از مقابله با خشم امت اسلامى نجات بدهد؛ اين خطاى بزرگى خواهد بود. 1
ايشان، بر اين اساس، همه حاجيان را به تلاش براى نزديك كردن دلها و فكرها، با تمركز بر روى نقاط مشترك، به هر وسيله ممكن، دعوت مىكنند و در بيانى بسيار مهم مىفرمايند:
ارتباط بين آحاد امت اسلامى، ارتباط قلبى است؛ اين با ارتباط آحاد ملتها با يكديگر حاصل مىشود. در ديدار با برادران مسلمانى كه از كشورهاى ديگر آمدهاند، آنهايى كه اهل زباناند، مىتوانند حرف بزنند، با زبان اظهار محبت كنند، اظهار تعارف كنند، بر روى نقاط مشترك تكيه كنند؛ آنهايى كه اهل حرف زدن نيستند، با عمل: جا بدهيد؛ مهربانى كنيد؛ محبت كنيد؛ بعضى از سختىها و خشونتها را تحمل كنيد؛ يكى ممكن است تنه بزند، شما در مقابلش لبخند بزنيد. در عمل سعى كنيد اين ارتباط به وجود بيايد؛ نه فقط براى اينكه آبرو و عزت ايران و ملت ايران را حفظ كنيد - كه البته اين در جاى خودش خيلى مهم است؛ چقدر خوب است كه يك ملت بتواند كرامت خود، ارزش خود، پايبندى خود به آداب و اخلاق انسانى و اسلامى را نشان بدهد - بلكه براى اينكه اين ارتباط قلبى برقرار شود. اهل هر نژادى است، اهل هر زبانى است، اهل هر مذهبى است، مسلمان است؛ او هم مثل شما به عشق كعبه آمده، به عشق پيغمبر آمده؛ او هم دارد همين راه را مىرود، او هم با خداى متعال دارد حرف مىزند. هرچه مىتوانيد، اين وجه مشترك را به رخ يكديگر بكشيد؛ بفهمند كه اين وجه مشترك وجود دارد. وقتى مسلمان در اقصا نقاط عالم احساس كرد كه در كشورهاى ديگر، در ملتهاى ديگر برادرانى دارد، قوّت روحى پيدا مىكند، اعتماد به