305به نظر مىرسد، مقام معظم رهبرى بر اساس همين حديث پيامبر اعظم (ص) رابطه لايههاى وجودى انسان را چنين بيان مىكنند كه ابتدا عقل ايجاد مىشود و زمينه را براى شكلگيرى اخلاق آماده مىكند؛ از اينرو عقل، علت اعدادى اخلاق است و به اين ترتيب به تعبير امام خمينى، وقتى عقل بر اساس برهان به مطلبى علم پيدا مىكند و قلب هم در برابر آن حقيقت تسليم مىشود، ايمان پديد مىآيد؛ چرا كه ايمان يك عمل قلبى است، نه عمل عقلى و نه عمل جسمى؛ چون معارف بايد از دالان عقل، وارد قلب شود. و كلمه طيبه «لا إله إلاّ الله» با قلم عقل بر لوح قلب نگاشته مىشود تا انسان مؤمن به خدا گردد. 1
ايمان قلبى در رفتار انسان و تعهد و تقيد مؤمن به فقه و ظهور و بروز اخلاق مكنون در قلب، خودش را نشان مىدهد و در رفتار مؤمن متجلى مىشود. بنابراين عقل، اخلاق و احكام، و به زبان ديگر فلسفه، عرفان و فقه با يكديگر تضاد و تعارض ندارند، بلكه رابطهاى طولى با هم دارند.
عبادات نيز همين مكانيسم را دارند و در چارچوب همين سيستم منحصر به فرد و دقيق و جامع كه هم به انسانشناسى و جهانشناسى و هم به دينشناسى نظر دارد، تبيين و تحليل مىشوند. براى نمونه، نماز ضمن آنكه ارتباط مستقيمى با توحيد دارد و بعد اعتقادى و عقلى را در انسان تثبيت و تعميق مىكند، در بعد اخلاقى هم انسان را از فحشا و منكر ظاهرى و باطنى باز مىدارد و از آنجا كه نماز از مجموعهاى از حركتها و ذكرها با شرايط فيزيكى خاص تشكيل شده است، تربيت رفتارى منظم و قانونى انسان را هم سازماندهى مىكند؛ ازاينرو در نماز و ديگر عبادات، هم تربيت اعتقادى، هم تربيت اخلاقى و هم تربيت قانونى - كه فعاليتى منظم، منسجم و هماهنگ نيز هست - وجود