241ايشان بر اين باورند كه هم به دليل تلاش دشمنان اسلام براى ايجاد تفرقه و لغزش در اجتماع مسلمانان و هم به دليل برخى تعصبات و جهالتهاى بنيادين بين خود مسلمانان، «اگر زمانى لازم باشد از اجتماع حج استفادهاى بشود كه دنياى اسلام به تمام معنا نيازمند آن باشد، آن زمان، حالاست. هيچوقت مسلمانان مثل امروز احتياج به اجتماع كردن و تماس گرفتن با همديگر و ارتباط پيدا كردن باهم، نداشتهاند. مدتها بود كه مسلمانان خواب بودند؛ غافل بودند؛ نورى نبود؛ برقى نبود؛ بيدار نبودند. نه اينكه گرفتارى نداشتند؛ گرفتارى بود، اما نه آنقدر كه مايه تنبّه و بيدارى شود و آن گرفتارىها را درك كنند و دنبال علاج باشند. اجتماع حج برايشان فايدهاى نداشت. يك عده آدمِ خواب، ملتهاى در خواب غفلت نگه داشته شده و غافل از وضعيت خود، به فكر اين بودند كه گليمشان را از آب حج بيرون بكشند و واجبشان را انجام بدهند و بروند. به نظر ايشان امروز وضع تغيير كرده و مسلمانان به خاطر گرفتارىهايى كه براى آنها در همه جاى دنيا به وجود آوردهاند، نهايت احتياج را به همفكرى و همكارى دارند. اين همكارى و همفكرى، امروز ممكن است؛ چيزى كه در گذشته ممكن نمىشد». 1 و مىافزايند: «كشورهاى اسلامى در يك قرن اخير ضايعات جبرانناپذيرى را تحمل كردهاند. موج استعمار و كشورگشايى غريبان، بيشترين آسيب را به ملتهاى مسلمان زد كه ثروتها و منابع مادىشان، آنان را آماج تهاجمهاى همهجانبه دول استعمارگر ساخته بود». 2
از نظر ايشان حاصل اين دستاندازىها براى مسلمانان، اسارت سياسى و اقتصادى و عقبافتادگى علمى و مادى، و براى استعمارگران، بهرهمندى از منابع مادى و انسانى مسلمانان و ثروتاندوزى و قدرتطلبى از راه غصب، ظلم، جنگافروزى و خشونت است. اما پس از سالها، ملتهاى مسلمان به خود آمدند و نهضت بيدارى و پرچمهاى