206نمىداند؛ همبستگى مكانيكى كه از مشابهتهاى افراد مانند اعضاى يك جامعه بدوى روستايى يا همبستگى ارگانيكى ناشى از تمايز و تقسيم كار اجتماعى و وجدان جمعى به وجود مىآيد. 1 اما همبستگى اجتماعى ناشى از باورهاى درونى، ارزشها و هنجارهاى مشترك دينى، فراتر از همبستگى مكانيكى و ارگانيكى است. امت اسلامى با وجود قوميتها، نژادها، مناطق جغرافيايى، فرهنگها، عادتها و سليقهها، بهطور طبيعى در معرض شكافها و جدايىها است. رشد اين اختلافها، عظمت امت اسلامى را مىشكند. حج، مىتواند با ايجاد پيمانها و الزامات اخلاقى، احساس تجانس و اعتماد، التيام بخش جدايىهاى طبيعى، مصنوعى و تحميلى باشد. 2
اگر نداى (وَ لاٰ تَفَرَّقُوا) ؛ (آل عمران: 103) بر مجموعه حج حاكم باشد، همه مايههاى اختلاف سنى و شيعه، فِرق مختلف شيعه، فِرق مختلف سنى، استنباطهاى فقهى مختلف، مذهبهاى مختلف، عادتهاى مختلف، به هم نزديك و درهم ادغام مىشوند. 3 در حج با حيثيت جمعى آن، ارتباط مردم با همديگر مفهوم پيدا مىكند: «هزارها تَن بىارتباط، بىتماس باهم و بدون خبرگيرى از هم، بدون كمك معنوى به هم، بدون همفكرى، مقصود حاصل نشده است». 4 مقصود خداوند فقط اجتماع همه مردم در مكه و مدينه نيست، بلكه، هدف هويت جمعى، احساس وحدت، جماعت و عظمت ناشى از اجتماع ملتها و شعوب است. 5 شعاير دينى، باعث نزديك شدن روزافزون دولتهاى مسلمان به يكديگر و حل مناقشات آنان با يكديگر در جهت مصالح امت اسلامى، مىشود. 6 خداوند، حج را محل اجتماع و امنيت (وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثٰابَةً لِلنّٰاسِ وَ أَمْناً) ؛ (بقره: 125)