118 ترديد فرهنگ امرى فراتر از ماده است و بىتوجهى انسان معاصر به آن يا پرداختن تنها به يك بعد از آن سبب از بين رفتن واقعيت آن نخواهد شد.
تقسيمبندى انواع تعاريفِ فرهنگ
از آنجا كه تعاريف متعدد و متنوعى از فرهنگ وجود دارد و بيان تمامى آنها از ظرفيت اين نوشتار خارج است، در اينجا تنها به تقسيمبندى انواع تعاريف و جمعبندى آن مىپردازيم. 1
الف) تعاريف تشريحى: در اين تعاريف بر عناصر تشكيلدهنده فرهنگ تكيه شده است، مانند تعريف تايلر كه فرهنگ را كليت در همتافتهاى مىداند كه شامل دانش، دين، هنر، قانون، اخلاقيات، آداب، رسوم و هرگونه توانايى وعادتى را كه آدمى چونان عضو جامعه كسب مىكند، مىشود.
ب) تعاريف هنجارى: در اين تعاريف تكيه بر قاعده يا روشهاست، مانند تعريف ويسلر كه فرهنگ را شيوه زندگى يك اجتماع و قبيله مىداند.
ج) تعاريف تاريخى : تكيه اصلى در اينگونه تعاريف بر ميراث اجتماعى است، مانند تعريف لينتون از فرهنگ، كه آن را وراثت اجتماعى مىداند.
د) تعاريف روانشناختى: در اين تعاريف، فرهنگ ابزار سازگارى و حل مسائل است؛ براى مثال، هارت فرهنگ را الگوهاى رفتارى مىداند كه از راه تقليد يا آموزش كسب مىشود.
ه) تعاريف تكوينى: در اين دسته از تعاريف، فرهنگ فراورده اجتماعى بشرى است. مانند تعريف فالسم كه فرهنگ را مجموعهاى از مصنوعات، يعنى دستگاهها، ابزارها و عادتهاى زندگى مىداند كه به دست بشر ساخته شده است واز نسلى به نسل ديگر منتقل مىشود.