77ابوبكر پس از داستان سقيفه، همه اين عملها بلكه بسيارى احتياط كارىهاى ديگر را هم انجام داد. ما در مقام بيان همه جهات نيستيم؛ لذا از تفصيل كلام صرف نظر كرده و به موضوع فدك برمىگرديم.
حكومت تازهنفس پس از بيعت گرفتن و كوبيدن رقيب و تحكيم پايههاى خلافت، خواست كه على(ع) در تنگناى اقتصادى واقع شود، خود در فكر نان و آب باشد و بس و مردم هم دور او جمع نشوند؛ لذا به املاك و مستغلات و اموالى كه در دست او و خانوادهاش بود دست دراز كرد.
درعينحال مىخواست كه عمل خود را به صورت قانون در بياورد و با عوامفريبى كار خود را قانونى جلوه دهد؛ لذا هر چه فكر كردند راهى براى مصادره املاك اميرالمؤمنين(ع) كه در ينبع بود پيدا نكردند و چون املاك آن حضرت در آن هنگام كم بود، صرف نظر كردند و خيلى تعقيب ننمودند.
ولكن فدك و املاك رسول خدا(ص) و موقوفات آن حضرت و فيء را كه بعد از آن حضرت به فاطمه(عليها السلام) مىرسد و خمس ذوى القربى و مساكين و يتامى و ابنسبيل را كه عائدات سرشار و منافع زيادى داشت، تصرف نمودند؛ چون مىتوانستند با يك صورتسازى و گفتارهاى عوام فريبانه اذهان عمومى را مشتبه سازند و كار خلاف قانون خود را قانونى جلوه دهند؛ مثلاً بگويند فدك جزء فيء است و فيء هم از بيتالمال است، بدين ترتيب بتوانند فدك و فيء بلكه موقوفات خاصه را كه اگر از فيء وقف كرده بود، تصرف كنند و بگويند خليفه جانشين پيغمبر اكرم(ص) است و هركارى كه پيغمبر(ص) مىكرد او هم بايد بكند تا بدينوسيله موقوفات خاصه را ولو اينكه اصلاً از فيء نبود مالك شوند و بگويند كه خمس مال خدا و رسول است؛ مال خدا به پيغمبر مىرسد و چون آن حضرت از دنيا رفت همه به زمامداران