46اميرمؤمنان(ع)، در همان وقت خليفه را بر خطاى خويش متوجه ساخت و به او چنين گفت: هرگاه من مدعى مالى باشم كه در دست مسلمانى است آيا از من شاهد مىطلبى يا از آن شخص كه مال در اختيار اوست؟ خليفه گفت: از تو شاهد مىطلبم. على(ع) فرمود: مدتهاست كه فدك در اختيار و تصرف ماست اكنون كه مسلمانان آن را از اموال عمومى مىدانند، بايد آنان شاهد بياورند نه ما. 1
از اين گذشته، تاريخ بر متصرف بودن دخت پيامبر(ص) گواهى مىدهد. اميرمؤمنان(ع) در يكى از نامههاى خود به عثمانبن حنيف، استاندار بصره، چنين مىنويسد: «آرى، از آنچه آسمان به آن سايه انداخته بود، تنها فدك در دست ما قرار داشت. گروهى بر آن بخل ورزيدند وگروهى (خود امام و خاندانش) از آن چشم پوشيدند. چه نيكو حَكَم و داورى است خداوند». 2
اكنون جاى يك سؤال باقى است و آن اينكه: چنانچه دخت پيامبر(ص) متصرف و منكر مالكيت غير خود بود، تنها وظيفه او در برابر مدعى، قسم رسواكننده بود. پس چرا هنگامى كه خليفه از او شاهد خواست، آن حضرت افرادى را به عنوان شاهد همراه خود به محكمه برد؟
پاسخ اين سؤال از گفتارى كه از اميرمؤمنان نقل كرديم روشن مىشود؛ زيرا دخت پيامبر(ص)، بر اثر فشار دستگاه خلافت حاضر به اقامه شهود شد؛ حال آنكه خاندان رسالت از نخستين لحظه تصرف، خود را بى نياز از اقامه شهود مىدانستند.
اگر فرض شود كه دخت پيامبر پيش از مطالبه خليفه به گرد آورى شاهد پرداخته است نكته آن اين است كه فدك، سرزمينى كوچك يا شهرك نزديك مدينه نبود كه مسلمانان از مالك و وكيل او به خوبى آگاه باشند، بلكه در فاصله