148 در سيره خود نقل مىكند: « وفي كلام سبط ابنالجوزي انه (ابوبكر) كتب لها (فاطمه(عليها السلام)) بفدك و دخل عليه عمر فقال ما هذا فقال كتاب كتبته لفاطمة بميراثها من ابيها فقال مما ذا تنفق على المسلمين و قد حاربتك العرب كماترى ثم اخذ عمر الكتاب فشقه ». 1
وقتى ابوبكر تصميم گرفت نامه فدك را به حضرت زهرا(عليها السلام) تسليم كند عمر در اعتراض به اين كار اظهار داشت كه ما در جنگ به اين منبع اقتصادى نيازمنديم، سپس نامه را گرفت و پاره كرد. چگونه ممكن است چنين حديثى از پيامبر(ص) وجود داشته باشد؛ ابوبكر به خود جرئت دهد كه با آن مخالفت ورزد؟ و چگونه عمر در اعتراض خود موضوع نياز اقتصادى را مطرح مىكند و هيچ سخنى از اين حديث به ميان نمىآورد؟
چهارم- اگر اين حديث صحيح بود، مىبايست خليفه منازل همسران پيامبر(ص) را نيز مصادره مىكرد. درحالىكه مىبينيم در اين ميان تنها فدك مورد مصادره قرار مىگيرد. 2
پنجم- اگر فدك صدقه بود بايستى همچون مصارف ديگر صدقات تقسيم گردد. اما مىبينيم كه عمر هنگام قضاوت ميان حضرت على(ع) و عباس در مورد ارث فدك آن را به آنان واگذار مىكند و اظهار مىدارد: شما نسبت به كار خود آگاهتريد و من اين را تسليم شما مىكنم. حموى چنين نقل مىكند: « انتما اعرف بشأنكما اما انا فقد سلمتها اليكما » 3
ششم- اگر فدك صدقه بود چرا عثمان آن را به مروان بخشيد؟ 4