105سيد ضامنبن شدقم تعابير جالبى دربارۀ شخصيت حسن مثنى دارد. او مىنويسد: « كان الحسن الْمُثَنَّي يشبه بجدّه رسولالله (ص) وكان سيّداً شريفاً رئيساً، جليل القدر، رفيع المنزلة، عظيم الشأن، عَالِماً، عَامِلاً، فَاضِلاً، كَامِلاً، صَالحاً، عَابِداً، وَرِعاً زَاهِداً » . 1
صفدى در كتابش مىنويسد: صدقات نبى(ص) پس از آن حضرت، ابتدا دست ابوبكر و سپس عمر افتاد و او به عباسبن عبدالله و امام على(ع) برگرداند و آن حضرت آن را داشت تا به امام حسن(ع) رسيد و سپس در دست امام حسين(ع) قرار گرفت و بعد از او در دست امام علىبن الحسين(ع) و پس از آن حضرت در اختيار حسن مثنى بود و بعد از او برادرش زيدبن امام حسن آن را متصرف شد. 2 بنابراين، حسن مثنى هم صدقات حضرت رسول(ص) و صدقات على(ع) و بخشى از فدك را عهدهدار بوده است.
برخورد حجاج با حسن مثنى
زمانىكه حجاجبن يوسف ثقفى حاكم مدينه بود، عمربن على(ع) به حسن مثنى پيشنهاد كرد كه مرا در موقوفات پدر شريك گردان. حسن نپذيرفت و عمربن علىبنابىطالب(ع) نزد حجاج رفت و شكايت كرد و او از حسن مثنى خواست كه عمر را در موقوفات اميرالمؤمنين(ع) مانند ديگر اهلبيت شركت دهد و سهمى از آن براى عمر بن على قرار دهد. حسن مثنى گفت: جدّم اميرالمؤمنين(ع) در وقفنامه شرط كرده است تا زمانى كه فرزندانى از نسل فاطمه(عليها السلام) وجود دارند به ساير فرزندان نمىرسد و چون مادر عمر، صهباء، دختر ربيعة تغلبيه است، از صدقات پدرش بهرهاى نخواهد داشت و من نمىتوانم درحالىكه جدم اميرمؤمنان(ع) معيّن فرموده، دخل و تصرف نمايم و آن را تغيير دهم.