54همانند اخوان مصر بود. گرچه 2 گروه به يكديگر به عنوان يك جنبش واحد نگاه مىكردند، اما در عمل خود مختار بودند. اخوان المسلمين سوريه، مانند الگوى مصرى خود، بيشتر از سوى عناصر طبقه متوسط و متوسط پايين جامعه، نظير تجار بازار، روحانيان، معلمان، دارندگان مشاغل حرفهاى حمايت مىشد. اما برخلاف مصر، طبقه متوسط پايين روستايى در اخوان المسلمين سوريه جايگاه ويژهاى نداشت. هرچند در دهه 1950، سباعى تحت تأثير تسلط گفتمان چپ "نظريه سوسياليسم اسلامى" را مطرح كرد با اين حال جهت گيرى ايدئولوژيك وى به حسن البنا نزديك بود.
رقابت ميان دو حزب
از زمان اشغال سوريه توسط فرانسه تا روى كار آمدن حزب بعث، بين اخوانىها و بعثىها براى كسب قدرت رقابت بوده است. شكست 1948 اعراب به توسعه و گسترش اخوان كمك كرد. اخوانىها در بين سالهاى 1950 تا 1963 در سوريه فعاليتهاى نسبتا گستردهاى داشتند؛ اما پس از قدرت يافتن حزب بعث در مارس 1963، اخوان به شدت سركوب شد. عصام عطار، رهبر جديد اخوان تبعيد و ناچار شد با موفقيتى كم و بيش گروه را از خارج رهبرى كند. اخوانىها در اين سالها سعى