31قدرت مانور كمتر، تاكنون به صورت منفعلانه به سياستهاى قدرتهاى بزرگ در منطقه واكنش نشان داده است. از اين رو در چنين بسترى، تأمين حداقل منافع اين كشور پيگيرى شده است. در جريان تحولات اخير سوريه، روسيه و شخص پوتين، با هدف احياى پرستيژ اين كشور و جلوگيرى از تكرار حوادث ليبى براى سوريه، وارد بحران سوريه شدند و اقدام به نوعى واكنش در قبال حضور و نفوذ غرب و متحدانش در سوريه، با هدف محدود نمودن اين حضور و نفوذ نمودند.
بايد در نظر داشت كه هدف آمريكا در جريان بحران سوريه، خدشه وارد نمودن به نقش و جايگاه مهم سوريه در عرصه بازيگرى و معادلات منطقهاى بوده است و حذف يا عدم حذف بشار اسد در مقايسه با اين هدف، از الويت چندانى برخوردار نبوده است. به هر حال، بحران سوريه با عواقبى نظير تضعيف احتمالى حزب الله با تأثير از معادلات سوريه، قدرتيابى گروههاى غربگراى فلسطينى در مذاكرات صلح با اسرائيل و ترفيع جايگاه عربستان در منطقه، خوشايند آمريكايىها است.
شايد در ابتدا، گمان اين رود كه گسترش موج افراطىگرى و وقوع عملياتهاى تروريستى در سوريه به ضرر منافع آمريكا و غرب قابل تعبير مىباشد اما با نگاهى دقيقتر به موضوع، درمىيابيم كه رشد سلفىگرى در