70نيز از واقعيتهاى مهم منطقهاى بودند كه ضمن اينكه با قدرت منطقهاى ايران مرتبط بود، در طرح خاورميانه بزرگ آمريكا نيز جايگاه ويژهاى داشت.
پيروزى و افزايش نقش گروههاى اسلامگراى حزبالله و حماس، به بحران اقتدار در كشورهاى اقتدارگرا و محافظهكار عربى، چون عربستان سعودى دامن مىزد و با تحريك افكار عمومى و جنبشهاى اجتماعى، ثبات و امنيت اين رژيمهاى سياسى را در معرض خطر قرار مىداد. به همين دليل بود كه آمريكا و سعودىها اين تحول را برخلاف منافع و اهداف منطقهاى خود ارزيابى كردند.
آمريكا و عربستان سعودى، درمورد مسائل لبنان و فلسطين داراى ديدگاههاى نسبتاً مشابهى هستند. اما راهبردهاى آنها متفاوت است. هر دو كشور، خواستار افزايش قدرت گروههاى ميانهرو و مصالحه جو چون فتح در فلسطين و ائتلاف چهاردهم مارس در لبنان و كاهش نقش و نفوذ گروههاى مقاومت اسلامى، از جمله حزبالله و حماس هستند. آمريكا و سعودىها كه در مقطع اخير در راستاى تحكيم ائتلاف مصالحجو و محافظهكارانه متشكل از دولتهاى ميانهرو عربى و گروههاى مصالح جويى چون فتح و همچنين اسرائيل، در مقابل محور ديگر خاورميانه متشكل از ايران، سوريه، حماس و حزبالله فعاليت مىكنند، بازدارندگى در مقابل ايران و كاهش نقش گروههاى اسلامى را به عنوان اهدافى مشابه مدنظر دارند.