97 اينكه تقصير نيز، يكى از عوامل بيرون آمدن از احرام است؟ به نظر مىرسد، حلق رأس واجب تخييرى است، اما چون حَلْق رأس، افضل بوده، به آن بسنده شده است. 1
3. آيا بيرون آمدن از احرام، تنها با رسيدن قربانى به جايگاه آن حاصل مىشود يا آنكه بعد از وصول آن به محل مورد نظر، حلق يا تقصير نيز لازم است؟ ظاهر آيه مورد بحث، روايات و استصحاب، قول دوم را تأييد مىكند.
4. آيا حَلْق رأس بدون قصد خروج از احرام كافى در مُحِلّ شدن است يا قصد نيز شرط است؟ ظاهر كلام اصحاب، بلكه اجماع آنان، شرط بودن نيّت است و احتياط نيز آن را تأييد مىكند، به ويژه كه اين عمل، عبادت است و در آن از نيّت گريزى نيست.
5. آيا بعد از فرستادن قربانى براى جايگاه آن و انجام دادن حلق يا تقصير، به طور كلّى از احرام بيرون خواهد آمد يا طواف نساء نيز لازم است؟ ظاهر آيه بيرون آمدن از احرام به طور كلّى را مىرساند، ولى روايات، لازم مىدانند كه خودش يا نايبش طواف نساء و سعى را انجام دهد تا به طور كلّى از احرام بيرون بيايد.
6.آيا با صِرْف گمان به اينكه نايب او در وقت مقرّر، قربانى كرده است مىتواند مُحِلّ شود؟ - اگرچه نايب اصلاً قربانى نكرده يا بعد از مُحِلّ شدن، قربانى كرده باشد - ظاهر آيه و روايات اين است كه مىتواند مُحِلّ شود و به عهده او چيزى نيست، مگر در صورتى كه قربانى نكرده باشد كه بايد در آينده حيوانى را در جايگاهش، قربانى نمايد.