100 با سرتراشى يا تقصير مُحِلّ خواهد شد و همه چيز، جز زن و بوى خوش بر او حلال خواهد شد: ( فَإِذٰا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ )، ولى اگر دسترسى به قربانى نداشت، سه روز در حال حج روزه مىگيرد؛ يك روز قبل از ترويه تا روز نهم و هفت روز نيز بعد از بازگشت به وطن كه مجموعاً ده روز مىشود.
پيام دوم: اين حكم قربانى و در صورت عدم دسترسى به آن، ده روز، روزه گرفتن، براى كسانى است كه در شانزده فرسخى مكه يا بيشتر قرار دارند. اما وظيفه كسانى كه در كمتر از آن زندگى مىكنند، حج قِران يا افْراد است كه در آنها چنانكه گفته شد، قربانى لازم نيست و طبعاً مسئله ده روز، روزه گرفتن نيز در صورت عدم دسترسى به قربانى، معنا نخواهد داشت: ( ذٰلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حٰاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ ).
پيام سوم: از آنجا كه انجام دادن اين تكليف الهى، يك وظيفه بزرگ و داراى فلسفه و منافع عظيم است و هزاران نكته باريكتر از مو در آن نهفته است. ازاينرو اولاً نبايد به بهانههاى سست، از انجام دادن آن سر باز زد و آن را ترك كرد؛ ثانياً در شرايط و اجزاى آن بايد دقت كرد و نبايد دخل و تصرّف بى جا در آنها نمود و به طور دلخواه در آنها عمل كرد؛ ثالثاً نبايد در انجام دادن آن، امور مادّى و غير خدايى را دخالت داد و بدين جهت است كه در پايان آيه، خداوند از همه اين امور، مردم را برحذر مىدارد: ( وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِيدُ الْعِقٰابِ ).